اخبار کوهستان

افراط و تفریط در کوه نوردی(طنز)

 

افراط و تفریط در کوه نوردی(طنز)

اصولا در خیلی از موضوعات ما بعضا دچار افراط و تفریط می شویم. کوه نوردی هم از این قاعده مستثنا نیست. همین می شود در خصوص این ورزش هم، محتوای افراط و تفریطی منتشر می شود و واژه های مبتذل و جنسیت زده ای چون  کوه بانو! خلق می شود تا برایش بنویسند: "کوه بانو وقتی بالای قله تلنگش! در می رود عطر یاس هوا را می آکند!! و کوه گاگول ها! کیف می کنند.

درحال حاضر دو نگاه در صعود قله نمود بیشتری دارد. نگاهی قدسی و اقدسی و نگاه یُبسی و احمقی!

ما  دراینجا هر دو دیدگاه را کمی مطرح می کنیم تا کوهنوردان کشورمان کمی خودشان بشینند و ببینند به کدام دسته تعلق دارند.

نگاه قدسی و اقدسی: در این نگاه کوه، یک قبله ی آمالی ست که نماز بر روی آن ثواب هفتاد بار حج دارد و احیانا اگر تلنگ ات آن  بالا در برود تمام دریاها  مُرّکب و تمام درختان قلم شوند ثواب یک مثقالش را هم نمی توانند بنویسند!

عطسه ثواب هفتاد بار نمازشب و آروغ ثواب صد طواف دارد. طرفداران این نوع نگرش  معتقدند شان کلمات می بایست در صعود قله لحاظ شود و اصلا نگیم فتح کردیم و یا حمله کردیم! اصولا اسم بردن از کوله حمله یک جرم نابخشودنی ست. زدن قله که دیگر در قاموس اینها یک فحش به شدت بی ناموسی ست.  معمولا درگزارش های صعود خود اینگونه می نویسند:

ساعت سه شب بود آرام و بی صدا به بالین قله رسیدیم. نازنین قله در خواب آرام مهتابی بود. قبل از رسیدن به قله آروغ هایمان را زده بودیم تا خواب زیبایش آشفته نشود. نزدیک قله طوری  گام بر می داشتیم که خدای ناکرده خواب لطیفش بر هم نخورد آهسته به قله رسیدیم و بوسه ای بر تارکش زدیم و خاکسار وجودش شدیم. به آغوشش کشیدیم به نرمی  یک گل سرخ! به آرامی چشمانش را باز کرد و گفت جانتان! به قربانم آمدید اما حالا چرا؟ بغض گلویمان را نه تنها فشرد بلکه فسرد.

بعد قله خواند حالا زلفامو درهم بریز خوابمو برهم بریز منم اون یار شیرین منم اون یار با ناز!

در همین راستا  یک نفر که اونطرف خواب بود بلند شد  گفت بخواب بابا حال نداری.

اما دسته دوم از دسته بی خیالیان و عشق و حالیان بوده و از نظر اونها قله هم مثل هر جای دنج دیگه یک مکان صرف، برا عشق و حاله و چون کافه و دیسکوهای شهر بسته است اونجا جون می ده واسه بساط کردن.  و در گزارش خود از صعودهایشان بر قله اینگونه می نویسند:

هیچی بابا، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد، علی فرصت، آره و اینا خیلی بودیم، کِریم آقامون هم بود

کِریم؟! کدوم کِریم؟

«کِریم، خطی توچال ، میش ناسیش؟آره؟ از ما نه, ازاونا آره، که بریم توچال دوا خوری. تو نمیری به موت قسم اصلا ما تو نخش نبودیم، آره نه گاز دنده کوله کشی دم کافه رجب  اومدیم پایین، یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین عرق و آبجو جور شد رو تخت نشسته بودیم داشتیم می‌خوردیم. اولی رو رفتیم بالا، به سلامتی توچال، لولِ لول شدیم، دومی رو رفتیم بالا به سلامتی چهارپالون، پاتیل پاتیل شدیم؛ سومی رو اومدیم بریم بالا آشیخ علی نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا. گفت به سلامتی دارآباد؛ تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم؛ این کوله  نه اون کوله نه! تو کوله ممد لاشی ضامن‌دار اومد بیرون ررررفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن، کوله رو انداختم کولم  اومدم دمه کوچه دربند بغل این جیگرکیه دیدم یه سروکل میزونیه, این جوریه, زد بهم افتادم تو جوب، گفتم هته ته! گفت افت! یکی گذاشت تو گوشم، گفتم نامرداش؛ دومی رو زد از اولی قایم‌تر زد، دستمو کردم تو جیبم که برمو بیام چشام باز کردم دیدم تو مریض‌خونه تجریشم. حالا ما به همه گفتیم قله رو زدیم، شمام بگین زده، آره،خوبیت نداره. واردین که...

 

البته الان از اتاق فرمان اشاره کردند دیدگاه سومی هم هست دیدگاه شیداییان که می گه بابا کوهنوردی کنید تمرین و ورزش و حفظ محیط زیست رو داشته باشید از سکوت کوهستان هم لذت ببرید. این ادا اصول ها رو بزارید کنار. قله فتح یا صعود یا جانثار شدن بازی الکی با واژگانه.  رسیدی بالا نفس بکش زندگی رو در بلندای قله.

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها