
دیدگاه: پایان المپیک ریو و ماراتن فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی تا توکیو!
سنگنوردی به المپیک 2020 راه یافت. این خلاصه خبری بود که روی خروجی خبرگزاریها رفت. خبر خوشحال کننده است اما نگران کننده! از این بابت که بار و مسئولیت زیادی بر دوش ورزشکاران و مسئولان فدراسیون قرار گرفت. اگر می خواهند المپیکی شوند و اگر می خواهند مدالی کسب کنند.
اما...
ییست و چهارمین دوره مسابقات سنگنوردی قهرمانی آسیا چندی پیش در شهر دویون چین برگزار شد. تیم ملی سنگنوردی کشورمان با 9 ورزشکار (6 مرد و 3 زن) در چهار رشتهی بولدرینگ،لید،سرعت و سرعت امدادی در این دوره از مسابقات شرکت و با کسب یک مدال برنز در رشته سرعت امدادی زنان به کار خود پایان داد! در سرعت امدادی مردان، تیم سه نفره کشورمان نتوانست به مقامی بهتر از چهارمی دست یابد.
به فاصله چند روز بعد از این مسابقات تعدادی از همین ورزشکاران در مسابقات جام جهانی بولدرینگ آلمان شرکت کردند و مقامهای زیر را بدست آوردند:
غلامعلی براتزاده (19) - امیر نوری (93) - حسین فامیل روحانی (97) - مجید شوکت مقدم (119)
همانطور که ملاحظه میکنید بعد از علی برات زاده که مقام نوزدهم این دور از مسابقات را کسب کرد؛ دومین نفر با فاصله بسیار زیاد رتبه 93 را کسب نمود. و این به خوبی نشان دهنده فاصله بین علی براتزاده با نفرات دوم و سوم است.
در بیست و یکمین دور از مسابقات قهرمانی آسیا که در تهران برگزار شد علی برات زاده به مقام قهرمانی رسید. الناز رکابی در رشته لید دوم و فرناز اسماعیل زاده مقام قهرمانی سرعت را بدست آوردند و سایر ورزشکاران که تعدادی از آن ها در این دور مسابقات حضور داشتند یکی از پس از دیگری مدال ها را درو کردند. لیکن اکنون ورزشکاران ما با تجربههای بسیاری که در میادین جهانی کسب کرده اند به ناگهان در این دور از مسابقات با افتی شدید مواجه شده و یکی پس از دیگری مقامهای خود را از دست می دهند و حتی رضا علیپور قهرمان سرعت جهان نیز موفق به کسب مقامی در خور نمی شود. چرا اینگونه شده است؟ آیا سطح سنگنوردی سایر کشورهای آسیایی به سطح جهانی بسیار نزدیک شده است یا ما دچار افت شدید شده ایم؟
این مقال قصد تحلیل چرایی این نتایج را ندارد که اینکه این امر از وظایف فدراسیون است که یک تحلیل و جمع بندی از این نتایج ارائه دهد؛ بلکه هدف، نشان دادن آنچه که اتفاق افتاده بود.
با مقدمهای که در بالا ذکر شد باید گفت:
المپیک ریو برای ما با اشکهای بسیار و لبخندهای کم تمام شد. اما با این نوع برنامه ریزی ورزشی چهار سال دیگر در توکیو همین داستان باز تکرار خواهد شد و گناه ضعفهایمان گردن ناداوری ها و غیره خواهیم انداخت و نخواهیم گفت برنامه نداشتیم و خوب کار نکردیم. ورزش ما مثل همان شب امتحان درس خواندن شده است.بردن و قهرمانی برنامه می خواهد و کار و تلاش.
آنچه که مسلم است تا چهار سال دیگر شاید علی براتزاده و برخی دیگر از قهرمانان و صاحبنامان این ورزش به مرز بازنشستگی مسابقات قهرمانی برسند( از استثناءها بگذریم) و چه بخواهیم و چه نخواهیم سن آنها بالا خواهد رفت و برای ورزش سنگینی چون سنگنوردی سن یک پارامتر بسیار مهم است. برای همین است که ما باید جوانان و نوجوانانی را تربیت کنیم که بتوانیم با اطمینان بگوییم اینها نه تنها جانشینان خوبی برای قهرمانان حال حاضرند بلکه بهتر از آنانند و یا خواهند شد.
چهار سال زمان خوبی است اما به سرعت هم خواهد گذشت. اگر دغدغه داریم و اگر نمی خواهیم شکست را گردن عوامل خارجی بیندازیم. پس بیاییم نونهالان و نوجوانان سنگنورد حال حاضر را که چهار سال دیگر جوانان المپیکی ما می شوند دریابیم و آنان را در کوران مسابقات داخلی و کسب تجربیات جهانی قرار دهیم. برگزاری اردوهای متعدد و رایگان و غیره می تواند راه گشا باشد. نه اینکه یک اردو برگزار کنیم و از آنان طلب وجه اردو را هم داشته باشیم! با این روش نمی شود استعداد یابی کرد؛ چه بسیار استعدادهایی که در کش و قوس همین مشکلات مالی هرگز پرورش نیافتند.
در خاتمه نگارنده چند پیشنهاد در این خصوص ارائه می کند و امیدوار است مفید فایده قرار گیرد.
1- همین امروز کمیته ای تحت عنوان کمیته المپیک و یا هر نام دیگر(اگر هنوز تشکیل نشده است!) در فدراسیون به طور مشخص راه اندازی کنیم تا برنامهریزی و استعدادیابی کنند.
2- ورودیه نونهالان و نوجوانان و محصلان در باشگاههای سنگنوردی تحت اختیار فدراسیون را رایگان و یا با تخفیف ویژه کنیم؛ تا امکان حضور برای تمامی اقشار جامعه فراهم گردد.
3- شرکت د راردوها را فصلی و رایگان کنیم.
4- مربیان را با هزینه کمتر دز اختیارشان قرار دهیم.
5- با شهرداریها و مدارس جهت قرار دادن یک دیوارهی سنگنوردی کوتاه در پارکها و مدارس (فضای زیادی هم نمی گیرد) تعامل کنیم؛ تا سنگنوردی بیشتر معرفی شود.
6- از نظرات و مشاورههای اهالی فن و سایر فدراسیونهای موفق بهره ببریم.
رضا زارعی رییس وقت فدراسیون تا دوسال دیگر حداکثر در این مسند است یا انتخاب مجدد می شود و یا خود با این پست وداع می کند؛اگر ماند چه بهتر اما در هر صورت این امر نباید مانع از برنامه ریزی برای چهار سال بعد باشد. با همت و احساس مسئولیتی که از وی سراغ داریم می دانیم همهی تلاش خود را به کار خواهد بست.
نگارنده امروز که این مقاله را نوشت امیدوار است چهار سال بعد باز نگردد و بگوید پیشترها گفته بودیم.