اخبار کوهستان

فرود بی بازگشت به غار پرو!!

کوه نامه: شانزدهم مهر ماه سال هشتاد و یک، بدترین اتفاق در زندگی من بود تا آن زمان و اولین حادثه ی کوهنوردی  بود که من در دومین سال ورودم به باشگاه دماوند، تجربه کردم. اتفاقی که در آن، بهترین و نزدیک ترین دوستانم را از دست دادم. دیشب که خبر پاکسازی کامل غار پراو را خواندم به خاطر آوردم که یکی از اهداف برنامه غار پراو هشتاد و یک، پاکسازی غار پراو بود و البته بزرگداشت زنده یاد هادی رجایی فر از کوهنوردان کرمانشاه که نه فقط غار پاکسازی نشد بلکه اجساد دو غارنورد در آن باقی ماند که این موضوع هنوز از دغدغه های جدی غارنوردان و فعالان محیط زیست است.
سالها از این حادثه می گذرد. هنوز صدای پر مهر امیر و شاد ویکتوریا در خاطرم هست. یک دنیا شور زندگی که در اعماف پراو برای همیشه خاموش شد. در این سالها اتفاق های زیادی در غارنوردی ایران افتاده دیگر کسی با ابزارهای سنگنوردی، غارنوردی نمی کند. ابزارهایی مانند سمپل ،شانت، استاپ. کرول، پنتن جای خود را به هشت فرود و جفت یومار داده اند. جوانان زیادی جذب این رشته شده اند که پس از رسیدن به سطح آمادگی و دانش لازم، درگیر برنامه های جدی غارنوردی می شوند و فقط رسیدن هدف نیست. چگونگی رسیدن نیز اهمیت بالایی دارد. رکورد زدن و اولین شدن، عامل بسیاری از خوادث بوده و هست وقتی هدف، تحقق آن اولین باشد، قطعا بسیاری نکات کلیدی و ایمنی، قربانی رسیدن به آن اولین خواهد شد.
یکی از نکاتی که می توان از برنامه پراو سال هشتاد و یک برداشت کرد تغییر سیستم تک نفره از راس کمیته فنی باشگاه به سه نفره بود(البته هنوز سیستم تک نفره در باشگاه بزرگ و مطرح تهران وجود دارد) آن سالها یک نفر مسوول فنی بود و اگر بنا به مثال، مسوول فنی سرپرست برنامه هم بود، خود آن فرد، برنامه خود و نفرات شرکت کننده را تایید یا رد می کرد و به این صورت احتمال دیده نشدن نقاط ضعف و مشکلات توسط فرد (سرپرست و مسوول فنی) زیاد بود و ایراد بعدی این که ممکن است سرپرست، آنقدر شیفته برگزاری برنامه دلخواهش باشد، که عوامل بازدارنده و ضعف را در راستای اجرای برنامه اش ندیده بگیرد که این تغییر در سیستم فنی باشگاه دماوند صورت گرفت.
و در آخر این که این ها هزینه هستند. هزینه های غیر قابل بازگشت و جبران. اگر امروز غارنوردی به اینجا رسیده، امیر و ویکتوریا و خلیل عبد نکویی هایی هم به آنجا رسیدند!  کسب تجربه در دنیای حرفه ای کوهنوردی به سادگی بدست نمی آید(به خصوص در ایران). تا زمانی که در گزارش برنامه ها(داخلی و خارجی)، بخش های قهرمانگونه را پررنگ تر و بخش های ناکامی، ضعف و حوادث کمرنگ و پنهان کنیم، نتیجه همین می شود که هیچ گاه حقیقت ناب، به علاقه مندان و مخاطب خاص منتقل نمی شود و اینگونه ساده انگاری و دست کم گرفتن خطر اشاعه خواهد یافت. چند بار شنیده اید وقتی کوهنورد در هفت هزار و هشت هزار جان داده و آنگاه از دوستان  و همنوردان نزدیک فرد، در محفل خیلی خصوصی می گویند که در صعود به قله قبلی با وضعیت بسیار بدی رسید قله، غیر هوشیار رسید قله، جنازش رسید قله، تیم از سرما خشک شد تا رسید به قله!
اما همان چند سال قبل را وقتی مرور می کنید، می بینید در همان گزارش برنامه کذایی، همه اعضای تیم با غرور گزارش دادند و کوچکترین اشاره ای به ضعف جسمی فرد و برنامه ریزی تیم نکردند فقط قله و سرود ایران و دست و هورا... و این دردناکه چرا که تماشاگر و مخاطب امروز، میتواند همان قربانی فردا باشد...
روح تمامی جاودانگان کوهستان به خصوص امیر و ویکتوریا که امروز سالگردشان است، شاد و آرام

از وبلاگ: خاک خوب( پرستو ابریشمی)

 

Related Articles

انتصاب در فدراسیون کوهنوردی

کافه کوه بهمن ماه

دیدگاه

گفتگوها