حادثه در«دره کلشاخ»

طیبه طاهری 3145

یک نفر از اعضای گروه دره نوردی اترس و چهار نفر از اعضای یکی از تیم های دره نوردی اصفهان  که در تاریخ 16 و 17 اردیبهشت برای پیمایش دره کلشاخ در شهرستان درود استان لرستان به این دره عزیمت کرده بودند دچار حادثه شدند.

گزارش حادثه را به قلم فرزاد صادق زاده در ادامه بخوانید :

در تاریخ 16 و 17 اردیبهشت گروه دره نوردی اترس با تیمی متشکل از 12 نفر که  از نظر جسمانی قوی تجهیزات خوب و تکنیک  خوب بودند اقدام به پیمایش دره کلشاخ  ماه کرد.
درهمین زمان یک تیم 6 نفره مستقل با قدرت بدنی متوسط تجهیزات ضعیف و تکنیک کم از اصفهان پشت سر تیم ما شروع به پیمایش کردند.
حجم آب دره  نسبت به سالهای گذشته بالا بود و روز اول بخاطر هماهنگی مجوز ساعت 1  بعد ازظهر به فرود اول و ساعت 6 به کمپ اصلی رسیدیم.
تیم مستقل عقب تر از ما کمپ زد و حال همگی خوب بود.

 شروع پیمایش در روز دوم ساعت 9 صبح بود.تیم مستقل هم پشت سر ما راه افتادند. ما تنگه را رد کردیم ولی تیم دوم نرسید .تیم ما شروع به پیمایش غار کرد.
فرود اول داخل غار یک فرود 7 متری است که 2 متر شیب مثبت و 5 متر آن معلق است. به خاطر حجم آب اثری از کارگاه های قبلی در دره نبود و تمام کارگاه ها را مجدد ایجاد کردیم.
طناب  را بین سنگ لاخ کردم، «حلقه فرود » را انداختم .کارگاه آماده بود .طناب را ریختم .روی کارگاه نشستم. هنوز یک متر از کارگاه فاصله نگرفته بودم که «جوش حلقه فرود» شکست. داشتم سقوط می کردم .باید کاری میکردم . در کمتر از یک صدم ثانیه به خودم مسلط شدم و شروع کردم رو به عقب دویدن تا به لبه رسیدم .

هیچ کاری نمیتواستم بکنم. 5 متر سقوط کردم روی سنگ با پا و کمر افتادم .نمیتوانستم نفس بکشم .در ذهنم به خودم میگفتم نفس بکش تو زنده هستی !

بدنم را حس نمی کردم. به سختی یک سوت زدم که تیم متوجه شود من زنده هستم .

اصلا نمی توانستم تکان بخورم .درد شدیدی در ناحیه کمرم داشتم .حالم اصلا خوب نبود .زوی شکم خوابیدم  و سعی کردم نفس بکشم و فکر کنم چیه انفاقی افتاده.

زود متوجه شدم اسیب عضلانی دیده ام .به سختی کوله و کیسه طناب ها را از خودم جدا کردم  .سریع «محمد محققیان» خودش را به من رساند.

روی زانو بلند شدم حرکت برایم غیرممکن بود .به این فکر کردم که باید بچه ها را از غار  بیرون ببرم .

ادامه حضور آنها  در آن حجم از آب ریسک بزرگی بود. با کمک محمد رفتم تا فرود بعدی کارگاهشو اماده کنم.

محمد فرود رفت .خبر دادم تا بقیه هم بیایند.لحظات وحشتناکی بود .به سختی فرود رفتم توی غار بودیم حجم آب هم بالا و رو سرمون می ریخت یک فرود دیگه داشتیم تمام توانم را  جمع کردم و کارگاه را  زدم و فرود رفتم .منتظر ماندم  تا ببینم همه تیمم سالم باشند.

که خداروشکر همه در وضعیت خوبی بودند. بعد از  غار به هیچ وجه توان کوچکترین حرکتی را نداشتم.
حتی یک قدم  یارای حرکتم نبود.

با کمک بچه ها راه رفتم تا به  کمپ اضطراری رسیدم و همه ماندیم .خیلی خیلی درد داشتم یک آمپول دگزامتازون زدم و مسکن خیلی قوی خوردم .حالم بهتر بود. شب راخوابیدیم البته در هوایی بارانی.
«روز سوم حالم خوب بود و میتوانستم راه بروم اما به سختی .بازهم مسکن قوی خوردم .وسایلم را  جمع کردم .به سختی وت  سوت پوشیدم . دونفر از تیم مستقل رسیدند و خبر زمین گیر شدن 4 نفر از تیمشان را دادند. باید می رفتیم و تیم های امداد رو خبر می کردیم.»

به هر سختی بود اومدیم بیرون خودم و سه نفر از بچها سریعتر اومدیم تا نیسان بگیریم و با هماهنگی تلفنی  با آقای امیر جلوانی که امروز ساعت 16:30 انجام شد. با هلال احمر لرستان و درود و تهران هماهنگ کردم .بعد از جلسه با مسولین هلال احمر درود و دادن عکس و پوینت جی پی اس مصدومین یک تیم سه نفره زمینی برای آن چهار نفر شبانه مواد غذایی بردند.

من به همراه دونفر از تیم مستقل و محمد محققیان و سحر محمدی برای هماهنگی و اعزام تیم برای فردا هنوز در شهر درود هستم. باقی تیم  به اصفهان بازگشتند.

حادثه ای که برای من اتفاق افتاد هیچ بی احتیاطی نبود و حلقه کارگاهی شکست.  اتفاقی که هیچ وقت نیفتاده است. اگر  من زنده ماندم فقط یه معجزه است همین و بس.

من بعد هیچ وقت از حلقه جوش دار استفاده نمی کنم و روی حلقه جوش دار فرود نمی روم.

برای حادثه دیدگان  تیم مستقل دعا می کنیم  و دعا می کنیم  ایشان به سلامتی ازدره خارج شوند.
با تشکر از تیم همراه بنده  و تمامی نفرات بابت همکاری و کمک در دو حادثه

 

 

منبع : وب سایت دره نوردی و دره های ایران

لینک منبع :

http://www.irancanyon.com/fa/news/74-accident

تصویر تزئینی است