سنگ‌نوردی فقط سخت‌تر صعود کردن نیست؛ چه کسی آینده این ورزش را می‌سازد؟

بهرام پورعلی بابا 3

از اخلاق گشایش مسیرهای جدید تا تعریف سنگ‌نورد حرفه‌ای؛ چرا آینده سنگ‌نوردی به چیزی فراتر از رکوردها، درجه‌های سخت و شهرت وابسته است؟

سنگ‌نوردی ورزشی است که همیشه با عبور از مرزهای شناخته‌شده تعریف شده است؛ عبور از یک درجه سخت‌تر، گشودن مسیری تازه روی دیواره‌ای ناشناخته یا پیدا کردن راهی که پیش از این هیچ‌کس تصورش را نمی‌کرد. اما وقتی این ورزش را از فاصله‌ای نزدیک‌تر نگاه کنیم، پرسش‌هایی پدیدار می‌شوند که پاسخ آن‌ها را نمی‌توان صرفاً با درجه مسیر یا تعداد صعودهای موفق مشخص کرد.

آیا بهترین سنگ‌نورد کسی است که سخت‌ترین مسیرها را صعود می‌کند؟ آیا گشایش یک مسیر جدید، صرفاً یک ماجراجویی شخصی است یا مسئولیتی در قبال کسانی که در آینده از آن مسیر استفاده خواهند کرد ایجاد می‌کند؟ و در نهایت، چه کسی شایسته عنوان «سنگ‌نورد حرفه‌ای» است؛ ورزشکاری که رکورد می‌زند، فردی که از طریق حمایت مالی و رسانه‌ها شناخته می‌شود یا کسی که برای رشد جامعه سنگ‌نوردی تلاش می‌کند؟

دو مقاله از مجلات تخصصی سنگ‌نوردی، از دو زاویه متفاوت به این پرسش‌ها نزدیک می‌شوند. در مقاله «هنر پیشرفت» (The Art of Progress)، درک فرانتس در مجله آلپینیست به رابطه میان سبک صعود، اخلاق و مسئولیت در گشایش مسیرها می‌پردازد. در مقابل، دوین دَبنی در مقاله «چه چیزی کسی را به یک سنگ‌نورد حرفه‌ای تبدیل می‌کند؟» در کلایمبینگ زین، معیارهای حرفه‌ای بودن و نحوه توزیع فرصت‌ها و منابع در این ورزش را زیر سؤال می‌برد.

با وجود تفاوت موضوعی، هر دو مقاله به مسئله‌ای مشترک اشاره دارند: سنگ‌نوردی برای پیشرفت به بازنگری مداوم در ارزش‌ها، معیارها و مسئولیت‌های خود نیاز دارد.

۱. وقتی مسیر صعود به یک اثر هنری تبدیل می‌شود

درک فرانتس در مقاله خود، گشایش یک مسیر سنگ‌نوردی را به خلق یک اثر هنری تشبیه می‌کند. از این دیدگاه، مسیر تنها مجموعه‌ای از حرکات دشوار روی سنگ نیست؛ بلکه حاصل نگاه گشاینده به دیواره، انتخاب خط صعود، تعیین محل کارگاه‌ها، تصمیم درباره استفاده از ابزارهای ثابت و توجه به کیفیت سنگ است.

دو گشاینده ممکن است روی یک دیواره مسیرهایی با درجه سختی مشابه ایجاد کنند، اما تجربه‌ای که برای سنگ‌نوردان آینده به وجود می‌آورند کاملاً متفاوت باشد. یکی ممکن است به دنبال حفظ طبیعت دست‌نخورده مسیر و کاهش تجهیزات ثابت باشد؛ دیگری ممکن است ایمنی، کیفیت حرکت و امکان استفاده طیف گسترده‌تری از سنگ‌نوردان را در اولویت قرار دهد.

هیچ‌کدام از این رویکردها را نمی‌توان بدون توجه به شرایط مسیر، کیفیت سنگ و ویژگی‌های منطقه به‌طور مطلق درست یا غلط دانست. مسئله اصلی این است که گشایش مسیر، تصمیمی فراتر از تجربه شخصی گشاینده است؛ تصمیمی که می‌تواند بر تجربه صدها سنگ‌نورد در سال‌های آینده تأثیر بگذارد.

فرانتس با مرور تجربه‌های شخصی خود، از تغییر نگاهش به یکی از مسیرهایی می‌گوید که در جوانی گشوده بود. او زمانی به حفظ ویژگی‌های دشوار و پرهیجان مسیر اعتقاد داشت، اما تجربه‌های بعدی و توجه به شرایط سنگ و استفاده احتمالی دیگران باعث شد با نصب تجهیزات ثابت بیشتر برای بهبود آن موافقت کند.

این تغییر دیدگاه، نشانه کنار گذاشتن اصول نیست؛ بلکه نمونه‌ای از این واقعیت است که تجربه می‌تواند برداشت ما از اصول را تغییر دهد.

وفاداری به سنت، زمانی ارزشمند است که مانع دیدن مشکلات امروز و نیازهای فردا نشود.

۲. آیا ایمن‌تر کردن مسیر به معنای از بین بردن ارزش آن است؟

یکی از اختلاف‌نظرهای قدیمی در سنگ‌نوردی، تعادل میان حفظ سبک اصیل مسیر و افزایش ایمنی آن است.

برخی سنگ‌نوردان معتقدند که مسیر باید تا حد ممکن با همان ویژگی‌هایی حفظ شود که گشاینده نخستین برای آن در نظر گرفته است. در این نگاه، فاصله زیاد میان ابزارهای ثابت، نیاز به تشخیص محل نصب ابزارهای میانی و مواجهه با خطر، بخشی از تجربه‌ای است که مسیر ارائه می‌دهد.

در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که بازبینی مسیرهای قدیمی، پاک‌سازی بخش‌های سست سنگ و اصلاح محل ابزارهای ثابت می‌تواند تجربه‌ای باکیفیت‌تر و ایمن‌تر برای نسل جدید فراهم کند.

این اختلاف را نمی‌توان صرفاً تقابل میان شجاعت و محافظه‌کاری دانست. گاهی تغییر یک مسیر، ویژگی منحصربه‌فرد آن را از بین می‌برد؛ در شرایطی دیگر، حفظ وضع موجود ممکن است خطرهایی غیرضروری برای استفاده‌کنندگان ایجاد کند.

راه‌حل نیز لزوماً نصب تجهیزات بیشتر در همه مسیرها نیست. نوع سنگ، کیفیت نقاط حمایت، میزان تردد، ویژگی‌های صعود و سنت‌های منطقه باید در تصمیم‌گیری دخیل باشند. همچنین تغییر مسیرهای قدیمی، به‌ویژه مسیرهایی که ارزش تاریخی یا فرهنگی دارند، بهتر است با گفت‌وگو و مشارکت جامعه محلی انجام شود.

نکته مهم مقاله آلپینیست این است که سبک صعود و اخلاق گشایش مسیرها مفاهیمی ثابت و تغییرناپذیر نیستند. با ورود سنگ‌نوردان بیشتر و متنوع‌تر به مناطق مختلف، لازم است درباره این سؤال دوباره فکر کنیم: چه چیزی را برای آینده حفظ می‌کنیم و این میراث قرار است برای چه کسانی قابل استفاده باشد؟

این پرسش به‌ویژه در مناطقی که به‌سرعت در حال توسعه هستند اهمیت دارد. تصمیم‌های امروز می‌توانند ماهیت یک منطقه سنگ‌نوردی را برای دهه‌های آینده تعیین کنند.

۳. سنگ‌نورد حرفه‌ای دقیقاً چه کسی است؟

اگر مقاله نخست درباره مسئولیت فرد در برابر مسیر و محیط سنگ‌نوردی است، دوین دَبنی در مقاله خود سراغ مسئولیت جامعه سنگ‌نوردی در برابر افرادی می‌رود که این ورزش را زنده نگه می‌دارند.

در بسیاری از رشته‌های ورزشی، عنوان حرفه‌ای با معیارهایی نسبتاً مشخص مانند حضور در لیگ، نتایج مسابقات یا قراردادهای ورزشی پیوند دارد. اما در سنگ‌نوردی، تعیین این عنوان دشوارتر است.

ممکن است فردی مسیرهایی با درجه بسیار بالا صعود کند، اما هیچ حمایت مالی پایداری نداشته باشد. در مقابل، سنگ‌نوردی ممکن است به دلیل فعالیت رسانه‌ای، توانایی روایت‌گری یا ارتباط گسترده با جامعه، از حمایت برندها برخوردار شود؛ حتی اگر تمرکز اصلی او بر ثبت بالاترین رکوردهای ورزشی نباشد.

دَبنی معتقد است که نبود معیارهای شفاف برای تعریف سنگ‌نورد حرفه‌ای می‌تواند به توزیع نامتوازن فرصت‌ها و منابع منجر شود. از نگاه او، شهرت، قراردادهای اسپانسری و دیده‌شدن در رسانه‌ها گاهی بیش از عملکرد واقعی یا نوع مشارکت افراد در پیشرفت ورزش، در تعیین جایگاه حرفه‌ای آن‌ها نقش دارند.

این موضوع یک تناقض ایجاد می‌کند: اگر هدف حمایت از بهترین عملکرد ورزشی باشد، چرا حمایت‌ها همیشه به سمت افرادی که بالاترین سطح عملکرد را دارند نمی‌رود؟ و اگر قرار است حرفه‌ای بودن به معنای مشارکت در توسعه ورزش باشد، چرا این مشارکت‌ها به‌طور شفاف تعریف و ارزیابی نمی‌شوند؟

پاسخ ساده‌ای وجود ندارد؛ زیرا سنگ‌نوردی فقط یک ورزش رقابتی نیست. این فعالیت هم‌زمان به فرهنگ، طبیعت‌گردی، هنر، اجتماع و تجربه شخصی وابسته است. بنابراین، شاید تعریف سنگ‌نورد حرفه‌ای نیز نباید تنها بر اساس یک معیار صورت گیرد.

۴. آیا درجه صعود باید معیار اصلی حمایت باشد؟

درجه مسیر یکی از مهم‌ترین ابزارهای توصیف دشواری در سنگ‌نوردی است. این معیار به سنگ‌نوردان کمک می‌کند اهداف خود را انتخاب کنند، پیشرفتشان را بسنجند و عملکردشان را با دیگران مقایسه کنند. اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که یک معیار مفید برای سنجش عملکرد، به معیار اصلی ارزش‌گذاری تمام فعالیت‌های این ورزش تبدیل شود.

تصور کنید دو نفر در جامعه سنگ‌نوردی فعالیت می‌کنند.

نفر اول در تلاش است مسیرهای دشوارتر صعود کند و مرزهای توانایی جسمانی و فنی را جابه‌جا کند. نفر دوم برای گشایش مسیرهای جدید، آموزش افراد تازه‌وارد، توسعه دیواره‌های محلی یا نگهداری از مناطق سنگ‌نوردی وقت می‌گذارد.

این دو نفر لزوماً دستاوردهای یکسانی ندارند و نباید عملکرد آن‌ها را با یک مقیاس واحد سنجید. اما هر دو ممکن است نقشی اساسی در رشد ورزش داشته باشند.

اگر تمام حمایت‌های مالی، رسانه‌ای و سازمانی به سمت رکوردهای ورزشی هدایت شود، فعالیت‌های دیگر به‌تدریج کم‌ارزش تلقی می‌شوند؛ در حالی که بدون مربیان، گشایندگان مسیر، راهنمایان، طراحان مسیرهای سالن، برگزارکنندگان رویدادها و فعالان محلی، زیرساخت لازم برای پرورش نسل بعدی سنگ‌نوردان نیز تضعیف خواهد شد.

دَبنی پیشنهاد می‌کند که جامعه سنگ‌نوردی به جای محدود کردن مفهوم حرفه‌ای بودن به یک الگوی مشخص، اشکال مختلف مشارکت را به رسمیت بشناسد. البته او نسبت به دسته‌بندی‌های خشک نیز تردید دارد؛ زیرا ممکن است چنین نظامی ناخواسته گروهی از حرفه‌ای‌ها را ارزشمندتر از دیگران جلوه دهد.

راه بهتر می‌تواند ایجاد معیارهای شفاف و متناسب با نوع فعالیت باشد؛ معیارهایی که هم دستاوردهای ورزشی را به رسمیت بشناسند و هم سهم افراد در آموزش، توسعه، ایمنی و پایداری جامعه را نادیده نگیرند.

۵. مسئله‌ای فراتر از پول و شهرت: چه کسانی فرصت دیده‌شدن دارند؟

یکی از بخش‌های مهم مقاله دَبنی به تنوع در جامعه حرفه‌ای سنگ‌نوردی مربوط می‌شود.

او استدلال می‌کند که تصویر غالب از سنگ‌نورد حرفه‌ای، همیشه بازتاب‌دهنده تمام استعدادها و مشارکت‌های موجود در این ورزش نیست. ساختارهای غیررسمی، شبکه‌های ارتباطی محدود و انتظارات سنتی می‌توانند تعیین کنند چه کسی به رسانه‌ها راه پیدا کند، چه کسی حمایت مالی بگیرد و چه کسی برای رسیدن به اهدافش تنها بماند.

نویسنده به‌طور مشخص از تبعیض نژادی و جنسیتی، از جمله برخوردهای متفاوت با اعتبار و دستاوردهای سنگ‌نوردان غیرسفیدپوست و زنان، انتقاد می‌کند. به باور او، تنوع نباید صرفاً به حضور نمادین افراد با پیشینه‌های متفاوت محدود شود؛ بلکه باید با دسترسی واقعی به منابع و فرصت‌ها همراه باشد.

اهمیت این بحث در آن است که استعداد به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت حرفه‌ای نیست. دسترسی به مربی، امکان سفر به مناطق مناسب، هزینه تجهیزات، فرصت حضور در پروژه‌های مهم و ارتباط با برندها همگی می‌توانند مسیر یک ورزشکار را تغییر دهند.

در چنین شرایطی، اگر جامعه فقط افراد شناخته‌شده را به‌عنوان الگوی موفقیت معرفی کند، ممکن است بسیاری از استعدادهای دیگر هرگز فرصت رسیدن به جایگاه متناسب با توانایی‌های خود را پیدا نکنند.

این مسئله برای جوامع سنگ‌نوردی کوچک‌تر نیز قابل تأمل است. هر جا فرصت‌ها محدود باشند و انتخاب‌ها عمدتاً بر پایه ارتباطات شخصی و شهرت انجام شوند، شفافیت در حمایت از ورزشکاران و فعالان این حوزه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

۶. پیوند دو مقاله: پیشرفت بدون بازنگری ممکن نیست

در نگاه نخست، بحث درباره نصب رول در یک مسیر قدیمی و بحث درباره معیارهای انتخاب سنگ‌نوردان حرفه‌ای، دو موضوع متفاوت به نظر می‌رسند. اما هر دو مقاله یک پرسش اساسی را مطرح می‌کنند: چه کسی حق دارد درباره آینده سنگ‌نوردی تصمیم بگیرد و مسئولیت این تصمیم‌ها بر عهده چه کسی است؟

در گشایش مسیر، فردی که نخستین بار از دیواره صعود می‌کند، در تعیین ویژگی‌های مسیر نقش مهمی دارد. اما با افزایش استفاده از مسیر، تصمیم او بر تجربه دیگران نیز اثر می‌گذارد.

در حمایت حرفه‌ای نیز شرکت‌ها، رسانه‌ها و نهادهای مرتبط نقش مهمی در تعیین چهره‌های شناخته‌شده و توزیع منابع دارند. با این حال، این تصمیم‌ها می‌توانند فرصت‌های نسل بعدی را نیز شکل دهند.

در هر دو مورد، مشکل زمانی پدید می‌آید که ترجیح شخصی یا ساختار موجود، بدون بررسی انتقادی به یک قانون نانوشته تبدیل شود.

البته این دو مسئله کاملاً یکسان نیستند. گشایش و بازبینی مسیر به ویژگی‌های فنی، ایمنی و اخلاقی خاص خود وابسته است؛ در حالی که حمایت حرفه‌ای به اقتصاد ورزش، قراردادها و فرصت‌های شغلی مربوط می‌شود. با این حال، هر دو به تصمیم‌گیری مسئولانه، شفافیت و آمادگی برای بازنگری نیاز دارند.

پیشرفت واقعی فقط به معنای حرکت به سوی درجه‌های سخت‌تر نیست؛ گاهی به معنای ساختن ساختاری است که افراد بیشتری بتوانند در آن رشد کنند و تجربه‌ای بهتر برای دیگران به جا بگذارند.

۷. این بحث برای جامعه سنگ‌نوردی ایران چه معنایی دارد؟

اگر این دو مقاله را از زاویه جامعه سنگ‌نوردی ایران بخوانیم، می‌توانیم چند پرسش عملی را مطرح کنیم؛ پرسش‌هایی که پاسخ آن‌ها نیازمند بررسی شرایط واقعی مناطق، باشگاه‌ها و ساختارهای حمایتی کشور است.

نخست، درباره توسعه مسیرها: آیا تصمیم‌های مربوط به گشایش، بازبینی و نگهداری مسیرها با مشارکت افراد باتجربه و جامعه محلی انجام می‌شوند؟ آیا برای ثبت تاریخچه مسیرها، توضیح شرایط حمایت و مستندسازی تغییرات، سازوکاری روشن وجود دارد؟

دوم، درباره حمایت از سنگ‌نوردان: آیا معیارهای حمایت از ورزشکاران روشن هستند؟ آیا فقط نتایج مسابقات و درجه صعود دیده می‌شوند یا فعالیت‌هایی مانند آموزش، گشایش مسیر، تولید دانش فنی و حفاظت از مناطق سنگ‌نوردی نیز جایگاهی مشخص دارند؟

سوم، درباره رسانه‌ها: آیا پوشش رسانه‌ای سنگ‌نوردی به چند چهره شناخته‌شده محدود می‌شود یا فرصت معرفی استعدادهای جدید، فعالان محلی و افرادی که خارج از مسابقات فعالیت می‌کنند نیز وجود دارد؟

چهارم، درباره نسل آینده: آیا ساختار فعلی به سنگ‌نوردان جوان کمک می‌کند مسیر پیشرفت خود را پیدا کنند؟ آیا دسترسی به آموزش، تجربه عملی، حمایت مالی و فرصت دیده‌شدن به اندازه کافی فراهم است؟

این پرسش‌ها به معنای آن نیست که وضعیت ایران دقیقاً با جامعه سنگ‌نوردی مورد بحث در مقاله دَبنی یکسان است. تفاوت‌های اقتصادی، فرهنگی و سازمانی باید در هر ارزیابی در نظر گرفته شوند. اما چارچوب تحلیلی این دو مقاله می‌تواند نقطه شروع مناسبی برای گفت‌وگو درباره کیفیت توسعه سنگ‌نوردی در ایران باشد.

۸. آینده سنگ‌نوردی به چه چیزی نیاز دارد؟

از کنار هم گذاشتن این دو دیدگاه می‌توان چند اصل برای توسعه سالم‌تر سنگ‌نوردی استخراج کرد:

  • بازنگری در سنت‌ها، بدون نادیده گرفتن میراث: مسیرها و شیوه‌های قدیمی ارزش تاریخی دارند، اما حفظ آن‌ها نباید مانع ارزیابی مسئولانه ایمنی و کیفیت تجربه صعود شود.

  • شفافیت در حمایت حرفه‌ای: معیارهای انتخاب ورزشکاران و تخصیص منابع باید روشن باشند تا استعداد، تلاش و مشارکت افراد بهتر دیده شوند.

  • به رسمیت شناختن نقش‌های گوناگون: عملکرد ورزشی، آموزش، گشایش مسیر، طراحی مسیرهای سالن و فعالیت اجتماعی، هر کدام می‌توانند سهم متفاوت اما ارزشمندی در رشد این ورزش داشته باشند.

  • توجه به تنوع و فرصت برابر: جامعه‌ای که استعدادهای بیشتری را جذب و حمایت می‌کند، ظرفیت بیشتری برای نوآوری و رشد خواهد داشت.

  • مسئولیت در قبال نسل‌های آینده: تصمیم‌های امروز درباره مسیرها، حمایت‌ها و فرهنگ ورزش، فرصت‌های فردا را شکل می‌دهند.

این اصول نسخه‌ای قطعی برای حل تمام اختلاف‌ها نیستند. خود دو مقاله نیز نشان می‌دهند که در سنگ‌نوردی، پاسخ‌های ساده و همیشگی کمیاب‌اند. آنچه اهمیت دارد، ایجاد فضایی برای گفت‌وگو، سنجش منصفانه و تصمیم‌گیری آگاهانه است.

جمع‌بندی: میراث ما فقط رکوردهایی نیست که ثبت می‌کنیم

سنگ‌نوردی با ناشناخته‌ها زنده است؛ با دیواره‌ای که هنوز صعود نشده، حرکتی که هنوز کشف نشده و نسلی که می‌خواهد راه خود را پیدا کند. اما ناشناخته بودن، تنها به مسیرهای تازه محدود نمی‌شود. گاهی لازم است معیارهایی را که سال‌ها پذیرفته‌ایم دوباره بررسی کنیم: معیارهایی درباره سبک صعود، ایمنی، شهرت، حمایت و معنای حرفه‌ای بودن.

مقاله «هنر پیشرفت» یادآوری می‌کند که گشایش مسیر، علاوه بر ماجراجویی فردی، می‌تواند مسئولیتی در قبال کسانی باشد که پس از ما از آن استفاده می‌کنند. مقاله دَبنی نیز نشان می‌دهد که آینده این ورزش تنها با پرورش قوی‌ترین سنگ‌نوردان ساخته نمی‌شود؛ بلکه به ساختاری نیاز دارد که مشارکت‌های گوناگون را ببیند و فرصت‌های رشد را عادلانه‌تر توزیع کند.

شاید در نهایت، ارزش یک سنگ‌نورد فقط با سخت‌ترین مسیری که صعود کرده سنجیده نشود؛ بلکه با کیفیت تصمیم‌هایی که گرفته، تجربه‌ای که برای دیگران به جا گذاشته و سهمی که در زنده نگه داشتن جامعه سنگ‌نوردی داشته است نیز معنا پیدا کند.

پرسش نهایی این است: ما می‌خواهیم نسل بعدی سنگ‌نوردان فقط مسیرهای سخت‌تری صعود کند، یا جامعه‌ای بهتر، ایمن‌تر و فراگیرتر را نیز به ارث ببرد؟


منابع و مطالعه بیشتر

۱. The Art of Progress — Derek Franz, Alpinist

۲. What Makes Someone a “Professional” Climber? — Devin Dabney, The Climbing Zine