اخبار کوهستان

Featured

روز وبلاگستان فارسی و عاقبت کوه نویسی

روز 16 شهریور روز وبلاگستان فارسی بود. دلیل انتخاب این تاریخ ثبت اولین نوشته وبلاگی ایرانی در سال 1380 بود.  وبلاگنویسی  بعد از در ایران گسترده تر شد و به همین ترتیب کم کم وبلاگ هایی با موضوع کوه نویسی پدیدار شدند.

وبلاگ هایی پدیدار شدند که در طول هفته آپدیت می شدند و عکس ها و گزارش هایی از آخر هفته خود را منتشر می کردند. این وبلاگ ها کم نبودند ولی مخاطبان وبلاگی کوه تغییر رویه داده بودند، دیگر خواندن گزارش های کوه عادی راضی‌شان نمی‌کرد، بیشتر آنها، حالا مستقلا منابعی را دنبال می کردند که اطلاعات دقیق تر و علمی تر و به روز تری را در اختیارشان قرار دهد.  در کوهنویسی تحلیل‌ها و مطالب جدی‌تری را جستجو می‌شدند، دیگر یک نام وبلاگ شاعرانه یا دخترانه کنجکاوشان نمی‌کرد.

جنگ و جدل ها، دوستی ها و آشنایی ها، ازدواج ها و طلاق ها در بطن این وبلاگستان با موضوع کوه و کوهنوردی صورت میگرفت و ادامه داشت. فضای وبلاگ نویسی و کوه نویسی میزبان انسانهایی شده بود که می توانستند با مطلبی و مقاله ای موجی را در فضای کوهنوردی کشور راه بیاندازند.

این وبلاگ ها با گردهمایی هایی متنوع مثل "کافه کوه " و " صعود قلم " به آرامی توانست جای پای خود را در جامعه کوهنوردی مستحکم کند و نقش پر رنگی در فضای کوهنوردی داشته باشد. تمام مقالات دنیای کوه نویسی بی هیچ چشم داشتی منتشر می شد و تنها انرژی ادامه کار تعداد کامنت ها و پیشنهادات تبادل لینک بود که باعث می شد نویسنده باز هم به نوشتن ادامه دهد.

ولی متاسفانه امواج سونامی پشت سر هم به ساحل کوهنویسی رسیدند، اول از همه از دست رفتن حجم بزرگی از دیتا بیس سیستم وبلاگی بلاگفا که ماه ها طول کشید و بعد از بالا آمدن وبلاگ ها دیگر خیلی از مطالب خاطره انگیز و مهم را در اختیار نداشتیم. پس از مدتی همین اتفاق برای پرشین بلاگ افتاد و در ادامه سیستم های وبلاگی دیگر به ترتیب کلا خدمات خود را قطع کردند ... وبلاگ ها به ترتیب حذف شدند و جانی برای شروع دوباره وبلاگ نویسی در خانه ای جدید نماند.

در همین زمان که وبلاگ ها بی رمق شده بودند فضای مجازی موبایلی پدیدار شد و تیر آخر بر پیکر کوه نویسی زده شد. حالا افرادی را داریم فقط عکسی از خود می گیرند و متنی کپی شده و گاها نامعتبر از شاعری را به آن افزوده و منتشر می کنند و خود را کوه نویس می نامند.

کافه کوه با تصمیم چند نفر به یک باره از هم پایشید و دیگر هیچ کسی انتظار آخرین پنجشنبه ماه را نمی کشد و صعود قلم از آرمانی که برایش‌متصور‌شده بود خارج شد و تبدیل به ابزاری برای گسترش تفکرات افرادی خاص شده است.

هستند هنوز کسانی که وبلاگ می نویسند ولی آنها شمعی هستند در تاریکی ...

 

 

مرحمت فرموده ما را مس کنید...

وقتی این خبر را در پیج اینستاگرامی هیت کوهنوردی و صعود های ورزشی استان تهران دیدم یاد اون  ویدئوهایی افتادم که میگفت : نگران نباشید خبر های خوبی در راه است .... و هفته بعد خوبی آن خبرها تمام زوایای زندگی مردم کشور را تحت تاثیر قرار می داد!!!!

کاش واقعا دوستان اتاق فکر و مسئولان داخل هیت کوهنوردی و صعود های ورزشی استان تهران بیایید و کمی بیشتر در مورد ایده های خاص و جالب توضیح دهند که واقعا چرا ؟؟؟؟

آیا قبل از پخش این اخبار خوب و خدمات ارزنده ایده های خود را با چند نفر دیگر مطرح می کنند؟ به چه افرادی این ایده ها مطرح شده و طرح ها تصویب می شوند؟ اصلا آیا نیم نگاهی به نظرات دیگران در مورد طرح هایشان می اندازند؟

قبل از پرداختن به موضوع خبر خوب یک درخواست دارم: لطفا گزارشی از "طرح جامع پشتیبانی کوهنوردان " ارائه دهند تا افکار عمومی در مورد کیفیت و نتایج این طرح مطلع شوند و در انتهای آن گزارش با استناد به آن گزارش از طرح های جدید خصوصا اخبار خوب بعدی نیز رونمایی کنند. 

 

 

 

هنوز ساعتی از انتشار این خبر خوب نگذشته است که بازخوردهای جامعه کوهنوردی کشور در حال دیده شدن است. با دیدن این بازخوردها که نمونه ای کوچک از مطالب و نوشته های گروهای مختلف است می توان متوجه نظر جمعی شد و شاید نیاز به توضیح بیشتر نداشته باشد.

جا دارد از فدراسیون کوهنوردی کشور نیز بخواهیم که توضیحی در مورد هیئت زیر نظر فدراسیون و طرح های متنوع آن به جامعه کوهنوردی کشور ارائه دهد(؟!) . به نظر می رسد به بهانه کمبود بودجه ، هیئت تهران به هر نحو ممکن سعی دارد کسب درآمد از کوهنوردان و سنگنوردان کشور داشته باشد.

 

 

پی نوشت : وب سایت کوه نامه آماده انتشار گزارش و پاسخ هیئت تهران در مورد طرح های مختلف ارائه شده می باشد.

صعود انفرادی دوباره به مسیر همدانی های علم کوه

طبق اخباری که برای تیم کوه نامه ارسال شده است  "  راضیه سلیمی " طی روزهای گذشته یک بار دیگر اقدام به صعود مسیر همدانی ها به صورت افرادی نموده است.  در خبری که قبلا در سایت کوه نامه با عنوان "گزارش صعود انفرادی "راضیه سلیمی" به مسیرهمدانی ها، قیف فرانسه در دیواره علم کوه" منتشر شده است ایشان مدتی قبل نیز صعودی به روش انفرادی به مسیر همدانی ها داشتند ولی بر اساس برخی تصاویر منتشر شده حواشی بابت آن صعود ایجاد شد. 

بعد از حواشی صعود قبلی خانم سلیمی یک بار دیگر تصمیم به تکرار صعود خود نمودند. گزارش مختصری از صعود دوم برای کوه نامه ارسال شده است که می توانید در ادامه مطلعه نمایید :

 

با تجربه صعود قبلی این بار روز قبل از شروع صعود به انتقال کوله و تجهیزاتم به پای مسیر پرداختم و غروب روز سه شنبه با فیکس کردن لوازم به طناب پلاستیکی زردرنگی که به مسیر همدانی ها ختم می شود به علم چال برگشتم. روز چهارشنبه ساعت ۳:۳۰ از چادر بیرون زدم و به سمت یخچال به راه افتادم، پس از عبور از شکاف یخچال و گل سنگ ها در دو مرحله تجهیزات، طناب و کوله ام را به پای مسیر رساندم. پس از رک کردن تجهیزات و رشته کردن طنابها، ساعت ۸ شروع به صعود کردم. تکنیک صعودم همان بود : اتصال گیری گیری به یک طناب به عنوان طناب اصلی و استفاده از طناب دوم و اتصال آن به کارگاه تا در فرود و یومار به عنوان بک آپ روی آن پروسیک بزنم. ساعت ۹:۳۰ شروع صعود طول های دوم و سوم ساعت ۱۳ شروع صعود طول های چهارم و پنجم برای طول ۵ کفش سنگم را پوشیدم و با صعود طبیعی آن را در مدت بسیار کوتاهتری نسبت به قبل صعود کردم ساعت ۱۶ شروع صعود طول های ششم و هفتم صعود طول ۶ و ۷ که دفعه قبل ۵ ساعت طول کشیده بود این بار ۳:۳۰ به طول انجامید و خوشبختانه در روشنایی روز به محل شب مانی ام در انتهای طول ۷ رسیدم. پس از سپری کردن شبی سرد پس از صرف صبحانه ساعت ۸ شروع به صعود کردم ساعت ۱۱ شروع طول ۹ و رسیدن به طاقچه قمقمه ساعت ۱۴ شروع طول ۱۰ (طول اول همدانی ها بالای طاقچه قمقمه) ساعت ۱۶ طول ۱۱ را صعود کردم با اینکه زمان کافی داشتم و میتوانستم در تاریکی به قله برسم طول ۱۱ را جمع نکردم و شب دوم را روی طاقچه همدانیها سپری کردم سپری کردن شبی بسیار سرد در طاقچه همدانی ها که بسیار بادگیر بود با توجه به اینکه پیش بینی کرده بودم برنامه را در دو روز به پایان برسانم مجبور شدم آب و غذایم را مدیریت کنم روز سوم ساعت ۸ شروع به جمع کردن طول ۱۱ نمودم در این روز خسته بودم و حرکاتم کند شده بود و هر حرکتی ضربانم را بالا میبرد در طول ۱۲ و ۱۳ بویژه طول ۱۳ در جای حساسی از مسیر میخ شکسته بود و به سختی این دو طول را صعود کردم برای طول ۱۴ و ۱۵ هر چند مسیرها ساده بودند اما کفش سنگم را پوشیدم تا با خیال راحت تری صعود کنم در طول ۱۵، چند بار طنابم لاخ شد مجبور به چند بار رفت و برگشت شدم در نهایت ساعت ۱۷:۳۰ به ریزشی زیر قله رسیدم با احتیاط کامل این چند متر را نیز طی کردم و ساعت ۱۸ به قله رسیدم پس از قدری استراحت به سمت جان پناه سیاه سنگ به راه افتادم ترجیح دادم در تاریکی از سنگ سیاه سنگ فرود نیایم و شب سوم را نیز به شب مانی در جان پناه سیاه سنگ تن دادم روز چهارم ساعت ۶:۳۰ صبح به سمت علمچال حرکت کردم ساعت ۱۰ صبح به علمچال رسیدم و پایان برنامه این صعود را به مهربان همسرم و مربی عزیزم آقای سعیدزاده که از هیچگونه حمایت و همراهی دریغ نکردند تقدیم میکنم.

 

 

 

فری سولوی یک دیواره دریایی

 

آلکس هانولد و هیزل فایندلی، دیواره نوردانی در کلاس جهانی به تازگی صخره ای بکر و دریایی  به نام "اینماکورتیلاک"  به معنی "آن جداگانه" در گرینلند به ارتفاع 1143 متررا برای نخستین بار به صورت فری سولو صعود کردند. این صخره از گرانیتی سه میلیون ساله و نوعی سنگ جرقه به تلفظ "نایس" تشکیل شده و در شبه جزیزه ای دور افتاده سربرافراشته. بنا به اعلام نشنال جغرافی تیم شش نفره آنها شامل دو دیواره نورد فوق، یک دانشمند متخصص یخچالهای طبیعی و تیم فیلمبرداری 16 آگوست با قایق به پای صخره می رسند. هانولد این دیواره را مرگبار و خطرناکتر از حد انتظار توصیف کرده. اکسپدیشن آنها 5 روز طول می کشد، در شرایط جوی دشوار و یخ زده، طوفانهای ناگهانی و سنگهای سست. در کنار این صعود داده های ضروری در میزان ذوب یخ های قطبی برای مطالعه بحران اقلیمی در اختیار متخصصان قرار گرفته. فیلم این صعود در سریال "روی لبه با آلکس هانولد" از نشنال جغرافی برای دیزنی پلاس به نمایش درخواهد آمد.

منبع خبر

 

خران فاتح دماوند

در راستای هجوم بی رویه به کوهها و درچپنای! بی توجهی به محیط زیست! خصوصا دماوند، موجب شده که صف طویلی در گوسفند سرا برای تحویل بار به قاطر شکل بگیرد  از این روی خبرنگار طنز نیوز به سراغ یکی از خران این مجموعه رفته  مصاحبه ای  با وی انجام داده است؛ بخوانید لطفا:
خبرنگار: سلام آقای خر ضمن خوش آمد و خیر عرعر امیدوارم خوب باشید به عنوان اولین سوال از فعالیت این روزهای خودتان بگویید.
-داداش کدوم فعالیت پدرمون در اومد سه شیفته داریم کار می کنیم به فکر ما نیستید به فکر طبیعت خودتون باشید، من نمی دونم شما اومدید کوهنوردی یا ما؟! کسی که بارش رو نمی تونه حمل کنه اصلا چرا میاد کوه! قرار باشه بار رو ما حمل کنیم شما دست تو جیب بری بالا  که ننه و بابای هشتاد ساله منم قله نورده، به واقع کوهنورد واقعی ما هستیم شماها پزشو می دید.
 روزی چند بار می ریم بارگاه سوم و بر می گردیم گوسفند سرا، بس بارهای شمارو بردیم جِر خوردیم  بعد شما می رسید بارگاه سوم البته اگه سالم برسید  ولو می شید. عجیبه ها! تازه اگر سالم برسید. خدایی تا حالا شنیدید یک خر تو دماوند حادثه بده بعد شما اسم خودتونو گذاشتید کوهنورد!
خبرنگار: راستی چطور شما حادثه نمی دهید همیشه آدمها حادثه می دهند؟
-والله چه می دونم بعد می گن طرف خربازی در آورده حادثه داده برعکسه ها
خبرنگار: در همین زمینه ها خاطره ای از کوه دارید؟
-زیاااد... تا دلت بخواد... اما یک چیز عجیب! دیدم سر قله برای عکس گرفتن با  یک تابلو با هم دعوا می کنند فحش خار مادر هم شنیدم این به اون می گه تابلو رو بده من، خر بازی در نیار! آقا کی ما از اینکارا می کنیم آخه اسم مارو چرا خراب می کنید. حالا  چی هست این تابلو ما که سواد خوندن نداریم شما با سوادید؟!
خبرنگار:تابلوی اسم و ارتفاع  دماوند
-عجب خدایی تا حالا کدوم خری رو دیدی سر تابلوی قله دعوا کنه؟! سرمونو میندازیم می ریم بالا هیچ ادعایی هم نداریم. موجودات عجیبی هستید شما آدمها  والله هیچ خری اینکارا رو نمی کنه. بابا قبل شماها گوسفندها این قله رو بارها رفتند چهار پشگل هم انداختند ندیدید سر قله؟
زباله هاتون رو که ما حمل می کنیم، می خورید می ریزید می پاشید می ر... که چی، قله فتح کردید؟
همین چند روز پیش یک گونی نوار...اوهوم کاست آوردیم پایین تازه چیزهای بی ناموسی دیگه هم بوده که روم نمی شه بگم بابا اینارم ما کول کنیم بیاریم پایین؟ عجبا
می فرمایند:
 گاوان و خران بار بردار
به ز آدمیان مردم آزار
بابا این که شاعر خودتون گفته  ما خرها که نگفتیم بعد چرا شما رو کوهنورد می دونند؟
خبرنگار: شاید برای اینکه شما اینستاگرام ندارید نمی توانید خودتون رو نمایش بدید
-عرض کردم ما سواد نداریم چی هست این چیزی که گفتی؟
خبرنگار: یک جایی هست مردم می روند عکس و فیلم می گذارند بعضا پر خالی بندی که ما چه کردیم چه نکردیم. در بالای قله عکس را از زیر می گیرند پر ابهت به نظر بیاد.
-بابا کدوم صعود فقط چندتا تون درست صعود می کنید خیلی هاتون رو اگر ما بارهاتون رو نبریم بالا همون  پایین بارگاه سوم باید دو لیتر آب قند بهتون داد.
آقا شما  به این صاحاب این اینستا بگو یک اینستاگرام مخصوص ما خرها هم  درست کنند جمعیت ما هم کم نیست ها بیاییم بگیم صعود کننده های واقعی ما هستیم بدون سر و صدا و شوآف و عرعر! تو کوهها

گفتگوها