مصاحبه با " آدام اوندرا " آقای 100

بهرام پورعلی بابا 4001

صد، عدد مهمی است. بسیاری از شاخصه ها با عدد صد تبیین می شوند. صد، قرن است، نقطه عطف است، عبور از آن عبور از کراکس است. حالا، آدام اوندرا آقای صد است، قرن است! بیش از 100 صعود با درجه 9a و بالاتر!!!!!!

68 صعود 9a ؛ 20 صعود +9a  ؛ 9 صعود 9b ؛ 3 صعود +9b .........

.....Wonder Ondra >     68(5.14d)+20(5.15a)+9(5.15b)+3(5.15c)+n

 اوندرا اولین 9a خود را در سال 2006 وقتی که 13 ساله بود به ثمر رساند. او سنگنوردی را نه فقط در کشورش جمهوری چک ؛ بلکه در سراسر دنیا پی گرفت. در هر نوع عارضه زمینی با هر شیبی و با هر سختی و در همه ی سبک ها. از ردپوینت تا آنسایت تا اولین صعودها در مسیرهای جدید. بالاترین درجه صعود را اولین بار او انجام داد ( مسیر change در نروژ) . بیشترین صعود با بالاترین درجه صعود از آن اوست (3 صعود). بیشترین صعود با بالاترین درجه آنسایت از آن اوست (3 صعود). اگرچه اولین و بالاترین صعود آنسایت به نام او نیست و به نام آلکساندر مگوس است اما، اوندرا قبل از مگوس چند مسیر را با بالاترین درجه، آنسایت کرده بود اما با تواضع و فروتنی درجه صعود آنها را کاهش داد. 

اوندرا در صعود های بولدر و صعود های مالتی- پیچ نیز برتری کامل دارد. اوندرا در صعودهای داخل سالن نیز یکی از بزرگترین قهرمانان صعود های ورزشی جهان است. نیازی به ذکر مدالهای قهرمانی او در جام های جهانی و در مسابقات قهرمانی جهان هم در لید هم در بولدر نیست. در یک کلام و بی نیاز به هیچ توضیحی باید پذیرفت که اوندرا در جهان سنگنوردی نفر اولی ست که نفر دوم ندارد.

 سایت ایتالیایی «planetmountain» اخیرا مصاحبه ای با اوندرا انجام داده  که خلاصه بخش هایی از آنرا می خوانیم:

 

یکصد صعود 9a .....ما را شگفت زده می کند تو را چه طور؟

- تعداد صعود ها به نظر می رسد غیر قابل باور است. حقیقت این است که من صعود های زیادی با درجه 9a و بالاتر  انجام داده ام زیرا سالهای طولانی است که در چنین سطحی سنگنوردی می کنم . می توانم اولین 9a را به یاد بیاورم؛ انگار همین دیروز بود. (اولین صعود 9a در 13 سالگی)

از میان صعودهایی که تا کنون انجام داده ای کدامیک بهترین و کدامیک بدترین لحظات را برای تو داشته اند؟

 - به واقع نمی توانم بگویم بهترین لحظه هایم در کدام صعودها بوده است. شاید صعود مسیر های change و la dura dura به خاطر سختی شان، به خاطر اینکه مدت ها در انتظارشان بودم و به خاطر اینکه برای انجام آنها بیشترین تلاش را کرده ام بهترین ها باشند. اما خاطرات خوشی در مسیرهایی با درجه 8c دارم چون همه ی این مسیرها دلکش و فریبنده هستند.

حقیقتا هیچ تجربه بدی نداشته ام. همه ی ما که صعود می کنیم عاشق صعود هستیم، مگرنه؟ حتی اگر پروسه ی صعود بعضی از مسیر سخت باشد یا حتی اگر محکوم به شکست شود باز هم تلاش برای صعود همیشه رضایت بخش است.

 

یکصد صعود 9a و سخت تر ؛ امابیش از 230 صعود 8c . یعنی 8c ها خیلی آسان هستند؟

- اکثر 8c ها برای من حالت اتفاقی و غیر جدی دارند. یک مسیر 8c را در تاریکی و با هدلامپ صعود کرده ام. یک 8c دیگر را در خلال یک تمرین سخت آنسایت کرده ام. اما 9a ها به واقع چالشی هستند. همه ی اینها بستگی به سطح توانایی سنگنورد دارد. فعلا 8c ها برای من غیر جدی اما 9a ها چالشی هستند. با همه ی اینها بعد از سه هفته تعطیلی، صعود یک 8c برای من صعود سختی خواهد بود.  

غیر از 9a های لیست خودت، دوست داری کدام 9a و یا  8c را صعود کنی و چرا؟

 - دوست دارم مسیر های قدیمی و کلاسیک را صعود کنم. این مسیرها دارای اهمیت تاریخی هستند. مسیرهای مرجع هستند مثل:  

Hubble (Ben Moon, Raven Tor, 1990) or The Big Bang (Neil Carson, Lower Pen Trwyn, 1996) in Britain, Qui (Stefan Fürst, Geisterschmiedwand), Agincourt (Ben Moon, 1989) or Le Minimum (Marc le Menestrel, 1986) at Buoux, Dschungelfieber (Reinhold Scherer, 1992) at Dschungelbuch. And then there are definitely Manolo's Eternit or Roby present 

لیست صعودهای تو فقط شامل تکرار صعود ها نیست بلکه اولین صعود ها نیز در لیست تو وجود دارند . نظرت در این مورد چیست؟

- برای من تکرار یک مسیر که قبلا صعود شده، با اولین صعود یک مسیر چندان تفاوتی ندارد. انجام اولین صعود یک مسیر تنها به این معنی است که من زودتر از دیگران این کار را کرده ام. اما بولتینگ و تجهیز مسیر توسط خودم موضوعی متفاوت است. به این موضوع به عنوان یک تجربه شخصی و یک ماجراجویی شخصی نگاه می کنم. زیرا من عاشق خلق یک مسیر روی سنگ هستم؛ این کار هیجان انگیز است. از نقطه نظر من در جهان سنگنوردی ارزش واقعی اولین ردپوینت در چنین مسیری بسیار بسیار بالا است. 

تو درجه صعود خیلی از مسیرها را کاهش داده ای. اگر این کار را نمی کردی زودتر از اینها به 100 می رسیدی. آیا درست است؟

- باید صادق بود. در رابطه با درجه های سختی مسیر همیشه تلاش کرده ام صادق باشم. اگر احساس کرده ام که درجه مسیری باید کاهش یابد نظر خودم را داده ام. اما هرگز کاهش درجه ها را به خاطر "شجاعت یا فروتنی" انجام نداده ام. صداقت، يك اصل بنیادی است. Honesty is key  

چند سال پیش وقتی که جوانتر بودی یک بار ما را سورپرایز کردی . گفتی که بین دو ردپوینت فقط 4 ساعت فاصله زمانی بوده.....

- گاهی اوقات برای ریکاوری به 48 ساعت وقت نیاز دارم. اما همه چیزبستگی به ویژگی مسیر دارد. بعد از صعود یک مسیر بولدری شدید محال است بتوان بعداز 4 ساعت صعود جدیدی داشت مگر اینکه مجددا خود را آماده کنید.

امسال دستاورد های باورنکردنی در صعودهای رقابتی داشتی. اول، پیروزی درمسابقات بولدرینگ قهرمانی جهان. دوم، پیروزی درمسابقات لید قهرمانی جهان.

- بله. در آسمانها سیر می کردم. در این فصل هدف اصلی من شرکت در مسابقات لید قهرمانی جهان بود. در مورد بولدرینگ مدت ها بود که مطمئن نبودم آیا در این مسابقات شرکت خواهم کرد یا نه. بولدرینگ هدف اصلی من نبود. هدف اصلی دیگر من پیروزی در جام جهانی لید بود که البته میسر نشد. در انتها اما، شرکت در مسابقات نشان داد که تصمیم خوبی گرفته بودم. اینطور نیست؟ انجام این مسابقات البته صعودهای داخل طبیعت مرا به شدت تحت تاثیر قرار داد. بعد از نود و نهمین صعود مجبور شدم مدت طولانی در انتظار صدمین صعود بمانم.....

 اگر بخواهید فقط از یک مسیر با درجه 9a نام ببرید کدام مسیر به ذهن تان می آید؟

- اولین 9a جهان: اکشن دایرکت. مسیری که در سال 1991 توسط ولفگانگ گولیچ صعود شد؛یک مسیر مبنا و پایه و شاخص.

حالا که 100 صعود 9a و بالاتر انجام داده ای خودت و ما باید در انتظار چه چیز دیگری باشیم؟

- یک 100 تایی دیگر؟!   ;-) 

آخرین سوال آدام، به جای اینکه از اعداد و ارقام بگوییم؛ اجازه بده در باره موضوعی کمتر ملموس اما عمیقا مهم صحبت کنیم: در باره عشق تو به صعود. بعد از اینهمه صعود و فرا رفتن از محدودیت ها روی اینهمه مسیر ، حالا صعود برای تو به چه معناست؟

- عشق من به صعود مثل همیشه همچنان باقی ست. مسلما بسته به شرایط من و اوضاع و احوال، موضوع متفاوت است. در هر حال، عشق به سنگنوردی عمیق تر و میزان انگیزه من بیشتر می شود. شاید این امر به دلیل یگانه بودن هر مسیر و هر گیره است. مهم نیست چند مسیر صعود کرده ام. مهم این است که به کشف مسیر های جدید ادامه می دهم.

برای من مهم است که بتوانم ذهنم را از وضعیتی به وضعیتی دیگر سوئیچ کنم. وقتی که تمرین می کنم، وقتی که یک هدف مشخص مثل مسابقات قهرمانی جهان در ذهن من است به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم. تمام ذهن من صد در صد متوجه تمرین یا هدف است. حتی وقتی که به دلیل جراحت های پوستی؛ صدمات عضلانی و خستگی مفرط، دردهای طاقت فرسایی را تحمل می کنم بازهم عاشق صعود و تمرینات هستم. زیرا می دانم این تمرینات قوی ترم می کنند و از من سنگنورد بهتری می سازند. به دلایلی دریافته ام که  صعود مسیرهای سخت رضایت بخش تر است. معمولا یک 9a پر هیجان تر از یک 8c است. احساس ناشی از صعود مسیرهای نرم قابل مقایسه با عبور از کراکس های 9a و 9b نیست. حالا به همه ی اینها اضافه کنید مناظر دل انگیز طبیعت، و بودن در کنار دوستان. این مجموعه، زندگی را برای انسان پر شکوه تر می کند. و اینهمه، ارزش زندگی کردن و ارزش صعود کردن را دارد.

منبع : بیواک ( عزیز حبیبی)