حمید شفقی در وبلاگ "کوهنوردی ، نشان زندگی" مقاله ای با عنوان نقدی بر حادثه برودپیک نگاشته است . در این مقاله سعی شده با رویکردی بیطرفانه حادثه برودپیک و عوامل موثر بر آن را بررسی نماید.
.............................
زمان زیادی از رفتن نزدیکترین دوستانمان در برودپیک میگذرد . روزهای سختی که در عین زبانزد شدن کوهنوردی در اذهان عمومی به عنوان رشته ای کشنده ، همراه بود با ازبین رفتن 3 استعداد بزرگ کوهنوردی در ایران آنهم در شرایطی بسیار آزاردهنده . دوستان نزدیک این بچه ها در این چند روز بارها و بارها بغضشان ترکید و منتظر خبر خوشایندی از آنها بودند ولی این ماجرا باز هم ختم شد به پر پر شدن سه نفری که شاید جایگزین کردن جای خالی آنها غیر ممکن باشد .
شخصاً با نقدهای آزاردهنده مخالفم . نقدهایی که بویی از نوعی دشمنی و کینه در آن می آید عموماً با جبهه گیری مخاطبان نقد مواجه می شود . بعد از حادثه برودپیک و در حین امدادرسانی نقدهای بسیاری به موارد مختلف برنامه شد . زمانی که همه باید یکی می شدند تا این بچه ها سالم برگردند برخی به خواندن کری برای فدراسیون و دادن القاب زشت و ناپسند به آن و برخی شروع به تسویه کردن حسابهای قدیمی خود با سرپرست این برنامه نمودند . جایی که باید اتحاد در جامعه دیده می شد اوج تفرقه و اهداف پست این افراد خودنمایی می کرد . زمانی که آیدین که به بزرگی یک دنیا بود درخواست کمک می کرد ذهن افراد به دغدغه های دیگری مشغول بود . اون زمان فقط دوستداران نزدیک این بچه ها اشک ریختند و دعا کردند ... آنهایی که واقعاً آیدین ، پویا و مجتبی را می شناختند .
الان مدت زمان نسبتاً زیادی از این حادثه می گذرد . گاهاً نقدهای خوبی بر این حادثه صورت گرفته و به مسئولان این برنامه اعلام شده که البته آنها این نقدها را پاسخ نیز داده اند . بعد از حادثه چیزی که خود من در این وبلاگ درخواست کردم این بود که همه صبر کنند تا گزارش کاملی از این موضوع توسط سرپرستان برنامه اعلام گردد اما بعد از مدت زمان گذشته احساس من این است که افراد بیشتر میل به فراموشی این مساله و استفاده از فاکتور زمان در فراموشی ابعاد این حادثه را دارند . امیدوارم مواردی که توسط من در این مطلب مطرح شده توهین آمیز نباشد هدف من بیان دیدگاهم در مورد برخی از ابعاد این واقعه است .