کتاب و مقاله

Featured

کتاب جامع صنعت کوه نوردی و خدمات وابسته

کوه نامه به نقل اسایت فدارسیون کوهنوردی:

بر اساس هماهنگی انجام شده، در نظر است با هدف گردآوری و تدوین بانک اطلاعاتی جامعی از کلیه دست‌اندرکاران صنعت کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی، برای اولین بار مکتوبی تحت عنوان «کتاب جامع صنعت کوه‌نوردی و خدمات وابسته» چاپ و منتشر شود. این کتاب شامل اطلاعات مربوط به فعالیت ‌های فدراسیون، کارگروه‌ها و هیئت‌ها، نهادهای ذی‌ربط، معرفی تولید‌کنندگان، لوازم ورزش کوه‌نوردی، نمایندگی‌ها و واردکنندگان برندهای معتبر بین‌المللی تجهیزات مرتبط، توزیع کنندگان و هم‌چنین معرفی مربیان، راهنمایان خواهد بود. علاقه‌مندان جهت معرفی و حضور در این کتاب می‌توانند با شماره‌های ۸۸۶۵۴۳۳۵ الی ۷ و یا دورنمای ۸۸۶۵۴۳۳۸ تماس حاصل نمایند.

مقرر است این کتاب ۲۱ آذر ماه جاری ( مقارن با روز جهانی کوهستان) رونمائی شود.

 

اقتصاد در کوه

نیما اسکندری در وبلاگ "دوبی سل " نوشتاری پیرامون اقتصاد و نقش آن در ورزش کوهنوردی منتشر کرده است که شما را دعوت به مطالعه این مقاله می کنیم :

اين روزها وضعيت كوه و كوهنوردي كشورمان تعريف چنداني ندارد. گرماي بي سابقه هوا  و كاهش چشمگير نزولات آسماني باعث  نابودي بسياري از يخچالها و برفچال هاشده است.احداث معادن و آلودگيهاي زيست محيطي  و ساخت و سازهاي بي مورد و احداث تله كابين باعث وارد آمدن زيانهاي جبران ناپذيري به كوهستانهاي كشور شده است .

 

وضعيت كوهنوردي كشورمان نيز بهتر از كوههايمان نيست.نقش مهمترين متولي قانوني اين ورزش (فدراسيون كوهنوردي) در اين ميان هر روز  كمرنگ تر از روز قبل مي شود و بجز برگزاري دوره هاي باز آموزي،يا نهايتاً گرفتن مجوز شوراي برون مرزي براي عده اي و سنگ اندازي براي عده اي ديگر شاهد حركت مفيد ديگري نيستيم.بي انگيزگي در كوهنوردان جوان  و دلسردي  پيشكسوتان در دادن جهت مناسب به جوانان باعث شده تا كوهنورديمان به تكرار مكررات تبديل شود .اما يكي از بزرگترين آفت هايي كه به جان اين ورزش مظلوم افتاده است اقتصاد  بحران زده كشورمان است.سقوط بي وقفه ارزش ريال و تحريم و وارد نشدن يسياري از لوازم كوهنوردي و لوكس دانستن بسياري از اين وسايل و تعلق نگرفتن ارز مرجع به آنها باعث گراني سرسام آور اين وسايل گرديده است .

 

كوهنوردي بر خلاف بسياري از رشته هاي ورزشي به وسايل بسيار زيادي نياز دارد و اين وسايل در كوهنوردي حرفه اي نقش كليدي را ايفا مي كند.ورزشكاراني كه در اين رشته فعاليت مي كنند بايد فراخور هر فصل و هر برنامه اي لوازم خاص آن برنامه را همراه داشته باشند و چه بسيارند كوهنورداني كه به دليل مشكلات اقتصادي و معيشتي  و عدم توانايي در تهيه لوازم  از اجراي برنامه هايشان چشم پوشي مي كنند.بيشترين قربانيان گراني، كوهنوردان نوجوان و نوپايي هستند که با شور و شوق فراوان وارد اين رشته  مي شوند و در حسرت تهيه بسياري از لوازم اوليه عطاء اين كار را به لقايش مي بخشند يا نهايتاً به كوهپيمايي در فصل تابستان مي پردازند.

 

انتشار گزارش نهائی برنامه برودپیک توسط رامین شجاعی

رامین شجاعی در وبلاگ داستان کوه گزارش نهائی خود از برنامه برودپیک را منتشر کرد. جناب شجاعی در توصیف این گزارش نوشته :" در این گزارش سعی کردم تا جایی که مقدور بود، علاوه بر شرح آنچه در برنامه گذشت، جزئیاتی را ذکر کنم که به چگونگی اتخاذ بعضی تصمیمات خاص مربوط می شد. طبیعتا ذکر همه جزئیات در این گزارش مقدور و ممکن نیست. " و " در این بین و بنا به ضرورت به نقدهایی که به نظرم وارد نیست پاسخ خواهم داد. قطعا جلسات کارشناسی و آسیب شناسی متعددی برگزار خواهد شد و امیدوارم پس از آن شاهد نقدهای منصفانه و همه جانبه باشیم. نظرات کارشناسی کوهنوردان ایرانی و خارجی را خواهم شنید و در آخر نظر خود در باره اشکالات و نقاط مثبت و منفی این برنامه به اطلاع عموم خواهم رساند."

گزارش رامین در شجاعی در 90 صفحه به صورت فایل PDF  منتشر شده است . در این گزارش توضیحاتی درباره تاریخچه برنامه و روند شکل گیری برنامه سال 92 نوشته است .

 

 

می توانید فایل گزارش را از لینک زیر دانلود کنید :

 

دانلود فایل گزارش

 

 

کوهنوردی و حادثه

 

عباس ثابتیان در وبلاگ آرام کوه می نویسد : حوادث کو‌‌ه‌نوردی شاید بخش کوچکی از حوادث ورزشی در ایران و جهان باشند ولی از آنجایی‌که بسیاری، کوه‌نوردی را نه یک ورزش، که نوعی ماجراجویی بشمار می آورند، پرداختن به حنبه‌های مختلف آن ضروری است بویژه آن که در این ورزش خطاها نیز آن‌چنان‌که مثلا در فوتبال تعریف شده‌اند، شناسایی نشده‌اند و در ضمن اشتباه و خطا در کوه‌نوردی، آن هم در صعودهای بلند و دشوار ممکن است به سادگی به مرگ یک هم‌نورد بینجامد.

آموزش

نخست باید گفت که متاسفانه در جامعه اعتقاد محکم و درستی به آموزش و مبانی نظری و عملی آن وجود ندارد و البته کو‌‌‌ه‌نوردی ایران هم به همین درد مبتلاست و بسیاری از کوه‌نوردان تنها تجربه‌یبه کوه رفتن و در کوه بودن را کافی می‌دانند و خود را از گذراندن دوره‌های آموزشی مرتبط با کوه‌نوردی بی‌نیاز می‌دانند و جالب است که بدانیم تعدادی از چهره‌های جان باخته در کوه در چند سال اخیر از خیل همین پیش‌کسوت‌ها و با تجربه‌ها بوده‌اند که متاسفانه روش کوه‌نوردی آنها حکایت از عدم اعتقاد آنها به این امر حیاتی است.

هنگامی که به کوه میرویم باید از آموزش‌های بنیادی و اولیه کوه‌پیمایی، از چگونگی انتخاب پوشاک مناسب، از نوع تغذیه درست، استفاده از ابزار کوه‌نوردی مناسب هر صعود، از بیماری‌های شایع کوهستان، از جهت‌یابی و نقشه‌خوانی، از کمک‌رسانی اولیه پزشکی و و و آگاه باشیم.

آیا خوانندگان این مطلب می‌دانند که تا بحال چند کوه‌نورد بر فراز قله توچال و بر فراز پایتخت و در شرایط آّب و هوایی نامناسب تنها به‌دلیل به همراه نداشتن یک قطب‌نما و عدم توانایی در تشخیص شمال و جنوب، پا به دامنه‌های شمالی کوه گذاشته و جان خود را از دست داد‌ه‌اند و یا پوشاک نامناسب و تغذیه غیر اصولی چه مشکلات بزرگی را برای کوه‌نوردان پدید آورده است؟

واقعیت دیگری که در جامعه کوه‌نوردی ایران با آن روبرو هستیم این‌است که هر روز گروه‌های تازه‌ای از هم‌نوردان ما پس از اینکه تعدادی از کوه‌های بلند ایران مانند دماوند و سبلان و علم کوه را صعود کردند، به فکر سفر به خارج از مرزها ، به کوههای بلندتر و صعود به ۶۰۰۰ و ۷۰۰۰ متری ها می‌افتند، هم‌نوردانی که بخش عمده ای از آنها هرگز یک دوره آموزش کوه‌نوردی را طی نکرده اند و ساده انگاری در مورد صعود به ۶۰۰۰ متری‌ها و ۷۰۰۰ متری‌ها با این تفکر نادرست که صعود به دماوند، آن چه آمادگی را که نیاز دارند، به آنها بخشیده است، درتابستان امسال دو نفر از ایرانیان را به کام مرگ کشید و چه بسا دیگرانی هم در صف مرگ بودند که با خوش شانسی از این مهلکه جان به‌در بردند .

شهرت و افتخار

لحظه‌ی شیرینی است آن‌گاه که بر روی صحنه‌ای ایستاده‌ایم و مردم ، دوستان و آشنایان و حتی بیگانگان ما را با هیجان تشویق میکنند ، دانش‌آموزی که برای موفقیت تحصیلی تشویق میشود، دانش‌مندی که برای یک کشف علمی ستایش میشود، فوتبالیستی که پس از گل زدن، شادمانه به سوی هواداران می‌دود و کوه‌نوردی که کوهی بلند و دشوار را صعود کرده و اکنون که به شهر بازگشته، حرف‌ها و خاطرات بیشماری دارد تا برای ما بگوید، از آن کوه سخت و یخ زده، از آن گرده‌ی سنگی رام نشدنی، از آن طبیعت وحشی و بکر سخن ها بگوید و از اراده، از همت و تلاش، از آن شب های سرد و سخت و از آن لحظه با شکوه گام بر قله گذاشتن و از جادوی کوههای بلند و سرانجام از دوستی.

اما دریغ و صد دریغ اگر این جادو و اگر بالیدن به این همه لحظه های باشکوه ما را از اندیشیدن به دوستی و از جان آدمی ، جان خود و جان دیگران دور سازد

و حادثه این جا هم سایه به سایه ماست و ما را رها نمی‌کند .

هیجان خواهی

عامل مهم دیگری که در بروز حوادث ورزشی و ورزش های با درجه خطرپذیری بالا از چمله کوه‌نوردی دخالت دارد هیجان خواهی (Sensation Seeking  یا نیاز به شور است، هیجان خواهی از موضوع‌هایی است که در سال‌های اخیر بسیار مورد توجه جامعه‌شناسان ، روان‌شناسان و علاقمندان و فعالان حوزه ی فرهنگ و مسائل مربوط به انسان قرار گرفته است .

ترس غریزه‌ای است که موجودات جهان و از جمله انسان را از خطرات پیرامون خود می‌رهاند و  بدیهی است  که این غریزه در انسان‌ها متفاوت عمل می کند مثل ترس از سقوط، ترس از رودخانه خروشان، ترس از تصادف در خیابان و بسیاری مثال های دیگر و هر چند که میزان ترس افراد در موارد مشابه یکسان نیست و بعضی بیش‌تر و بعضی کم‌تر می ترسند، اما اگر این غریزه نبود بسیاری از ما قبل از اینکه رو به کوهنوردی بیاوریم، از بام خانه به درون کوچه یا حیاط خانه همسایه سقوط کرده بودیم،  از سوی دیگر باید دانست که در مقابل ترس، هیجان خواهی هم غریزه دیگری است که در ما وجود دارد و ما را به کشف ناشناخته ها  و بویژه سفر به طبیعت برمی انگیزاند، فراموش نکنیم که تا گذشته ای نه چندان دورشاید تا صد سال پیش انسان برای ادامه حیات راهی به جز دست و پنجه نرم کردن با طبیعت نداشت و بنابراین نیاز به حضور در طبیعت یک غریزه است و فعالیت هایی مانند کوه‌نوردی به ما فرصت برطرف کردن این نیاز را میدهند.

ترس از یک سو و هیجان خواهی از سوی دیگر هر دو به حفظ حیات کمک میکنند.

شکی نیست که در جریان زندگی و با افزایش شناخت و مهارت های ما ، ترس کمی عقب می نشیند، مثلا هنگامی که ابزار جهت یابی مثل نقشه و قطب نما و یا جی پی اس در دست داریم، ترس از گم شدن در جنگل به مراتب کمتر از زمانی است که دست خالی به طبیعت می رویم، یا زمانی که لباس خوب و مناسبی بر تن داریم، ترس از سرما زدگی و فرو دمایی در زمستان، کمتر از زمانی است که با لباس شهری به کوه رفته ایم و یا آشنایی به فن کوه‌نوردی و سنگ نوردی اعتماد به نفس بیش‌تری برای صعودهای دشوار در ما ایجاد می‌کند،

اما این مرز کجاست؟ تا کجا می توان نترسید؟ و یا این طور بپرسیم: کجا باید ترسید ؟

بدیهی است که پاسخ این سؤال‌ بر اساس دانش ما و آموخته ها و مهارت های مان و همچنین عامل ترس درونی مان با هم فرق می کند .

فرق نترسیدن و شجاعت چیست ؟

در روزهای بحرانی مانند بهمن ۵۷ و یا روزهای جنگ ویا زمانی که برای نجات هم‌نورد خود اقدام می‌کنیم ممکن است دست به کاری بزنیم که در شرایط عادی با منطق ما سازگاری ندارد، اما برای دست‌یابی به آرمانی والا از جان خود هم می‌گذریم، آرمانی بزرگ مثل نجات جان یک انسان، نجات جان یک هم‌نورد که به یاری تو زنده می ماند. ولی باید بدانیم که نترسیدن اگر حد و مرزی نشناسد، دیگر نه تنها شجاعت نیست، بلکه یک بیماری است.

هیجان خواهی بالا!

اگر چشم خود را ببندید و از عرض بزرگراه همت عبور کنید هیجان زیادی را تجربه خواهید کرد ولی به احتمال بسیار بالایی کشته می شوید . این نه یک کار شجاعانه ، بلکه یک هیجان خواهی افراطی است.

دزدی از فروشگاه‌ها و یا از بانک با وجود احتمال بالای دست‌گیری، داشتن شریک جنسی متعدد و ناشناس بدون در نظر گرفتن خطرات آن ، چشیدن و خوردن هر نوع غذا و خوراکی بدون توجه به خطر ابتلا به مسمومیت و یا بیماری و استفاده از مخدرها و قرص های هیجان‌آور، بعضی از نشانه‌های هیجان خواهی بالا یه‌شمار می‌روند و شاید سفر به ناشناخته ها، کوه‌نوردی و سنگ نوردی در مسیر های خطرناک و بدون حمایت و پشتیبانی فنی و اجرایی مناسب را هم بتوان به لیست بالا اضافه کرد.

فعالیت های هیجان خواهانه به چهار دسته تقسیم میشوند:

  1. هیجان خواهی از راه انجام کارهای خطرناک و ماجراجویانه که عده ای کوه‌نوردی و سنگ نوردی را در این گروه قرار میدهند.
  2. هیجان خواهی از راه تجربه های جدید مثل سفر و یا موسیقی
  3. هیجان خواهی از راه اجازه دادن به بروز آزادانه احساسات
  4. ناآرامی و فرار از روزمرگی به‌ویژه در شرایط زندگی کسالت آور

چه زمانی  و چرا ممکن است کارهای هیجان خواهانه به آسیب دیدگی و یا مرگ فرد و یا دیگران بینجامد؟

یکی از دلایل این امر اختلال در قدرت تصمیم گیری و یا بررسی درست جوانب و عواقب آن تصمیم است مثل بیماران با افسردگی دو قطبی و جالب است بدانیم که بخش قابل توجهی از هیجان خواهان افراطی دچارافسرده‌گی شدید هستند، دلیل مهم‌تر شاید مکانیزم درونی بدن انسان است که به او احساس امنیت میدهد! مثل اینکه انسان ها احتمال مرگ و یا آسیب خود را همیشه کم و یا منتفی میدانند و این

هیجان خواهی (Sensation Seeking  یا نیاز به شور از موضوع هایی است که در سال های اخیر بسیار مورد توجه جامعه شناسان ، روانشناسان و علاقمندان و فعالان حوزه ی فرهنگ و مسائل مربوط به انسان قرار گرفته است .

هیجان خواهی افراطی می تواند یک نوع بیماری تلقی شود و در عین حال میتواند از نشانه های بیماری باشد

 

ترس غریزه ای است که موجودات جهان و از جمله انسان را از خطرات پیرامون خود می رهاند . البته بدیهی است  که این غریزه در انسان ها متفاوت عمل می کند مثل ترس از سقوط ، ترس از رودخانه خروشان ، ترس از تصادف در خیابان و بسیاری مثال های دیگر وهر چند که میزان ترس افراد در موارد مشابه یکسان نیست و بعضی بیشتر و بعضی کمتر می ترسند ، اما اگر این غریزه نبود بسیاری از ما قبل از اینکه رو به کوهنوردی بیاوریم ، از بام خانه به درون کوچه یا حیاط خانه همسایه سقوط کرده بودیم و از سوی دیگر هیجان خواهی هم غریزه دیگری است که در ما وجود دارد و ما را به کشف ناشناخته ها  و بویژه سفر به طبیعت برمی انگیزاند.

تا گذشته ای نه چندان دورشاید تا صد سال پیش برای ادامه حیات راهی به جز دست و پنجه نرم کردن با طبیعت نداشتیم و بنابراین نیاز به بودن در طبیعت یک غریزه است.

فعالیت هایی مانند کوهنوردی به ما فرصت برطرف کردن این نیاز را میدهند و باید بگوییم :

ترس ازاحتمال را بیشتر برای دیگران میدانند، این احساس در زندگی عادی به ما کمک می‌کند تا با آرامش خاطر و با کم‌ترین استرس و فشار روانی زندگی کنیم، در غیر اینصورت هر لحظه نگران بروز حادثه‌ای ناگوار هستیم و تحمل چنین سطح بالایی از استرس و نگرانی امکان هر نوع فعالیتی را از ما سلب میکند و زندگی کمابیش به شکنجه‌گاه روانی انسان بدل میشود. اما باید هوش‌یار باشیم و بدانیم در کارهای با ریسک پذیری بالا و ورزش های نسبتا خطرناک مانند کوه‌نوردی، آرامش خاطر بیش از حد میتواند مرگ بار باشد .

جالب اینجاست که هر چه تجربه و مهارت های انسان بیش‌ترمی‌شود امکان انجام کارهای پرخطر او هم بیش‌تر میشود و بنابراین سرپرست یک برنامه کوه‌نوردی باید از این عامل خطرساز آگاه باشد تا بتواند در هنگام یک تصمیم‌گیری خطرناک از خود بپرسد که آیا همه اعضای گروه تحت سرپرستی او قادر به انجام آن کار هستند ؟ و نیز اینکه توان‌مندیهای خود را برای گذر از یک موقعیت دشوار برای همه افراد تیم تعمیم ندهد.

این پدیده را خوش بینی غیر واقع بینانه مینامند که میتواند در ورزشی مثل کوه‌نوردی مرگ بار باشد.

در پایان تاکید میکنم که با وجود تاثر هم‌نوردان و خانواده‌های آنان وظیفه داریم که به مرگ کوه نوردان بپردازیم به چند دلیل مهم:

انسان و سلامتی او، همیشه و در همه‌جا از هر کوهی مهمتر و با ارزش‌تر است و هرگز و هرگز اجازه نداریم جان یک انسان را با افتخار صعود و یا هزینه سنگین آن و یا زمانی که برای صعود صرف کرده ایم و یا هر چیز دیگری مبادله کنیم.

باید دلیل مرگ انسان در کوه روشن شود تا ما با این تجربه و درس، از بروز حوادث مشابه جلوگیری کنیم و سرانجام آنکه:

 

خطاهای انسانی را به پای خطرهای بالقوه کوه‌نوردی نگذاریم!

 

تبدیل انتقاد به نفس به اعتماد به نفس

کوه نامه: فدراسیون پزشکی  ورزشی مقاله ای در خصوص چگونگی دستیابی به اعتماد به نفس مطلوب به شرح زیر منتشر نموده:

یکی از جنبه هایی که می توان از آن منظر به اعتماد به نفس نگاه کرد، این است که هر فرد در خلوت و تنهایی، با خودش چگونه صحبت می کند. به طور تقریبی هر فرد به طور روزانه در حدود 300 تا 400 مرتبه کارهای فردی اش را ارزشیابی می کند. متاسفانه برای بیشتر افراد این ارزیابی ها با آنچه از خودشان انتظار دارند، فاصله بسیار زیادی دارد و بیشتر ارزشیابی ها شکل انتقاد به خود می گیرند. تحقیقات گویای این مطلب هستند که در یک فرد معمولی، 80% از این ارزیابی ها جنبه منفی دارند، و تنها 20% از آنها مثبت می باشند .

اگر یک اشتباه معمولی کرده باشید، حداقل 45 دقیقه در مورد آن خودتان را سرزنش میکنید: « واقعاً احمقانه بود، نمی توانم باور کنم که این حرف از دهان من درآمده باشد، همه آنها داشتند مرا نگاه می کردند، احتمالاً وقتی امشب به خانه بروند، همه شان در مورد من صحبت خواهند کرد!» اگر هم کارتان در این حد، بد نبوده باشد، باز هم یک منشی مخصوص پرونده های کارهای اشتباه  دارید که در قسمت ذهن، مشغول به فعالیت می باشد. در این مواقع او دست به کار می شود و فایل های قبلی را چک میکند: « اجازه بدهید که موارد قبلی را بررسی کنم، بله فکر می کنم شما احمق هستید! در حقیقت هر روز بدتر از روز گذشته عمل می کنید، آن روزی را به یاد می آورم که& hellip .» بیشتر ما تبحر خاصی در خار شمردن خودمان داریم و کمتر قادریم که احساس خوبی در خودمان ایجاد نماییم .

حتی اگر زمانی از راه برسد که خودتان را به خاطر کار خوبی که انجام داده اید مورد تشویق قرار دهید، باز هم این امر برای مدت زمان زیادی به طول نمی انجامد. ما معمولاً عادت کرده ایم که ارزش موفقیت هایمان را دست کم بگیریم: « من خوش شانس بودم!» و یا « همه چیز به زمان مربوط می شود، من باید این کار را یک هفته پیش انجام می دادم!» و « شاید فرد دیگری می توانست این کار را خیلی بهتر از من انجام دهد.» آخرین باری که کار خوبی انجام دادید و از شدت خوشحالی نتوانستید پلک بر روی هم بگذارید به چه زمانی باز می گردد؟ هیچ وقت !

البته هر چند از درون، خودمان را انتقاد می کنیم، اما در عین حال سعی می کنیم که در پیش روی دیگران خود را به بهترین نحو جلوه دهیم. معمولاً طوری خودمان را نشان می دهیم که دیگران احساس کنند ما در حدود 90% در کارهایمان به صورت مفید و مؤثر عمل می کنیم، و در پیش روی آنها قبول می کنیم که انجام اشتباه های گاه و بی گاه، از خصوصیات انسان ها به شمار می رود. شاید بتوانید دیگران را گول بزنید، اما نمی توانید خودتان را فریب دهید. زمانیکه شما چیزهایی را که از خودتان می دانید با چیزی که دیگران در جمع از شما می دانند، مقایسه می کنید، درست در آن زمان است که احساس شکست عمیقی به شما دست می دهد. زمانیکه به سمت انتقاد فردی روی می آورید، نهایتاً به دنبال عزیزان، شرکا، دوستان و رئوسایی می گردید که خاطر شما را از خودتان جمع کنند و حس اعتماد به نفسی را که ندارید به شما هدیه کنند. متاسفانه در شرایطی که شما اعتماد به نفس خودتان را در گرو سخنان دیگران بگذارید، آنوقت کنترل شخصی از دست شما خارج شده و دیگران آنرا کنترل خواهند کرد. اگر آنها از تایید کردن شما دست بردارند، آنگاه به شما احساس بی فایدگی دست خواهد داد، اعتماد به نفستان از هم پاشیده شده و احساس وابستگی بیشتری میکنید .

شما نباید آنطوری که با دیگران صحبت می کنید با خودتان هم به همان طریق صحبت کنید! شاید اینطور بگویید که : « تو این کار را انجام دادی؟ تو احمقی! آیا کسی تو را دید؟ بله تو را دیدند! آیا آنها می دانند که من تو را می شناسم؟ منظورم اینه که یاد آن زمانی افتادم که& hellip & hellip » چه کسی یک همچین دوستی می خواهد؟ اگر یک مدیر با کارمندش آنطوری که شما با خودتان صحبت میکنید، حرف بزند، کارمند می تواند به راحتی از مدیرش شکایت کرده و پیروز شود. درون شما هم این استحقاق را دارد که به خوبی با آن رفتار کنید. یاد بگیرید که فضایی را به اشتباهاتان نیز اختصاص دهید و آنها را به عنوان تجربه در مراحل بعدی زندگی به کار بندید .

هر چند اشتباه، جزئی از زندگی است، اما ما باید راههای را پیدا کنیم که بدون ضربه زدن به استعدادهایمان تنها از انتقادهای سازنده بهره بگیریم. طوری به انتقاد کردن نگاه کنید که گویی قصد دارید به عنوان اطلاعاتی در زمنیه بهبود  و به موفقیت رساندن خودتان استفاده کنید. هدف شما محکوم کردن و یا سرزنش نفستان نیست؛ بلکه باید به وسیله انتقاد، برای آینده خودتان یک پشتیبان محکم درست کنید که به شما اجازه دهد که فردا خیلی موثر تر از امروز عمل کنید !

« اسکات ادم» نقاش فیلم کارتونی « دیلبرت» ، با توجه به این دیدگاه، با هم گروهی ناشی تنیس خود برخورد کرد، ماجرا را از زبان خودش بشنویم: « در یکی از تورنومنت ها تنیس با خانمی هم گروهی شده بودم که به تازگی بازی تنیس را یاد گرفته بود. هر بار که یکی از توپ را خراب می کرد، رو به من می کرد و انتظار داشت که من ناراحت و نا امید شوم و با عصبانیت با او برخورد کنم؛ اما من به جای خشم و ناراحتی، نقشه بعدی را با او در میان می گذاشتم و حرکات مفیدتر را به وی آموزش می دادم. با انجام چنین کاری من یک پیغام مهم را به او یاد می دادم: گذشته مهم نیست. من به هیچ وجه قصد نداشتم که او را با تشویق های توخالی و بزرگ کردن های بی مورد بالا ببرم، چرا که این کار راه به جایی نمی برد و اغلب نتیجه خاصی در بر ندارد. اما می دانستم که اگر او بخواهد بیش از اندازه به اشتباهاتش فکر کند، امکان بروز مجدد اشتباه چند برابر می شود به همین دلیل اغلب بر روی اهداف آینده توجه داشتم و حرکات بعد را با او تمرین می کردم. خود او نیز تمایل بیشتری به انجام این کار نشان می داد. پس از گذشت چند روز توانایی های او به طور باور نکردی افزایش پیدا کرد و در نهایت توانستیم برنده تورنومنت شویم

شما هم با خودتان باید همینطوری رفتار کنید. مانند اتومبیلی که در حال پیشروی به جلو است و در آن هیچ گونه ترمزی وجود ندارد. اگر شما وقت زیادی را صرف نگاه کردن به آینه عقب بکنید، ممکن است به درختی که در مقابلتان وجود دارد برخودر نمایید. در حقیقت به همین دلیل است که آینه عقب خیلی کوچک تر از آینه جلو می باشد. تمرکزتان را از آینه عقب بردارید و بیشتر بر روی آینده رانندگی خود تمرکز کنید؛ سعی کنید به هر نحوی که شده خودتان را از حمله های شخصی شایع دور کنید. از یک پشتیبانی مطمئن درونی بهره بگیرید. چرا کاری را انجام دادید که کنترل کافی بر روی آن نداشتید؟

قبول اینکه یکبار در زندگی اشتباه کردید، خیلی راحت تر و بهتر از این است که قبول کنید خودتان یک اشتباه هستید. من قصد جسارت ندارم، اما برای خودم هم این امر پیش آمده که مشغول رانندگی در بزرگراههای تهران بودم و احساس خوبی نسبت به خودم نداشتم. مطمئنم که برخی از رانندگان دیگر نیز یک چنین احساسی، درست شبیه به من داشتند؛ آنها حتی توان نداشتند که برای دوستانشان هنگام خداحافظی تمام انگشت های دستشان را تکان دهند .

پس از اینکه مشکل بخصوصی را شناسایی کردید، می توانید با مطرح کردن 2 پرسش از خودتان بیش از پیش بر روی آینده تان تمرکز کنید: اول چه کاری می توانید برای تصحیح مشکل انجام دهید؟ اگر هر گونه عمل سازنده  و یا عذر خواهی می تواند مشکل شما را حل کند، زمانی را فقط به این کار اختصاص دهید؛ و پرسش دوم که مهمتر هم هست: اگر قرار است که در آینده مجدداً چنین مشکل مشابهی برایتان رخ دهد، چگونه قصد دارید آنرا کنترل نمایید؟ اگر شما یک دوست و یا همکار با معرفت و ارزشمند دارید، می توانید از او کمک گرفته و مشورت بخواهید. اگر هم ندارید، عقاید خود را بر روی یک کاغذ بنویسید و این سؤالات را از خودتان بپرسید و حتی الامکان از انتقادهای شخصی خودداری کنید. زمانیکه از گذشته خود چیزهایی یاد بگیرید و بر روی استراتژی های جدید تمرکز کنید، می توانید به راحتی در بازی زندگی موفق شوید .

اعتماد به نفس زمانی در شما ایجاد می شود که بتوانید از اشتباهات خود درس بگیرید و آنها را کنار بگذارید تا به موفقیت دست پیدا کنید. به چالشی که در مورد یاد گرفتن از اشتباهات فردی مطرح می شود، خوش آمد بگویید چرا که آنها مانند شن ریزه هایی هستند که شما را آماده تغییر می کنند و سبب میشوند تا قدم های بعدی را محکم تر بردارید. سعی کنید در پایان هر روز خودتان را ارزیابی کرده و میزان کارایی خودتان را تخمین بزنید. از تقویم شخصی برای ضبط موفقیت های خود استفاده کنید، ممکن است شما برنده باشید و خودتان هم متوجه نشوید و یا به زودی از یادتان برود بنابراین یادداشت کردن را از خاطر فراموش نکنید .

منبع: arbasi.wordpress.com
ترجمه:محبوبه محمدی صادق- مسئول کمیته روانشناسی هیات پزشکی ورزشی استان سیستان و بلوچستان
 

گفتگوها