اخبار کوهستان

Featured

کژدم

 

بیستون را عشق کَند و شهرتش فرهاد برد!

"کژدم"

نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است!

کژدم نام دیگر عقرب است. شاید اسم با مسمایی باشد برای چنین مسیری که همچون نیش عقرب تیز و گزنده است؛ چه از نظر ناخنی بودن گیره ها و چه جنس سنگ های آهکی و تیز بیستون و چه برای درجه سختی آن! چرا که در پایان ، میراث شما از صعود سرانگشتانی خون آلود و لهیده است.

 

 

یادمان و تقدیم:

"فرخ رحمدل" و "حسن جوادیان" دو تن از نامداران عرصه کوه و سنگ هستند.  اولی در کوه نوری و دومی در سنگنوردی. هر کدام به نوبه خود فصلی نوین را در کوه نوردی و سنگ نوردی این مرز و بوم  رقم زدند و زحمات زیادی برای رشد و اعتلای آن کشیدند.

 لذا تیم صعود  تصمیم گرفت این صعود را یادواره زنده یاد فرخ رحمدل کوهنورد فقید و بزرگ  قرار دهد و شهد صعود آن را تقدیم به روح زنده یاد حسن جوادیان سنگنورد برجسته کشورمان کند.

هدف صعود:

از این صعود دو هدف عمده متصور بود اول، گشایش مسیری نو و دیواره ای ،جاندار و چالشی بر روی دیواره بیستون  برای آن دسته از  دیواره نوردان توانمند که دوست دارند خود را در مسیرهای سخت و پیچیده  به چالش بکشند.  این مسیر  بعد از مسیر "پیتون" که توسط  زنده یاد حسن جوادیان رولکوبی و در سال 95 توسط تیمی به سرپرستی  امین پیلارام  برای اولین بار به صورت طبیعی صعود شد، پر چالش ترین مسیر این دیواره است که تاکنون رول کوبی و صعود شده است.

و دوم صعود طبیعی تمام طول های مسیر به منظور مشخص کردن درجه کلی مسیر و ترسیم کروکی دقیق برای مسیر.

تاریخچه مسیر:

 مسیر کژدم در سال 1397 توسط تیمی از سنگنوردان متشکل از حسن گرامی، امین پیلارام، فاطمه حاجی کریملو و قاسم بلبلی زاده و تعدادی از سنگنوردان دیگر  و با حمایت "باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند" رول کوبی شد که نامزد کارابین طلايي "ششمين جشنواره صعودهای برتر" نیز شد. گشایش و رول کوبی  این مسیر به صورت مصنوعی و از پایین به بالا انجام و به آن درجه A2  داده شد.

در سال 1398 اعضای این تیم تلاشی برای صعود طبیعی مسیر انجام دادند که موفق به اتمام آن نشدند و تنها طول اول مسیر صعود شد.

آغاز تلاش برای صعود:

آبان 1400

بعد از تجربه اول،  برنامه ریزی تازه ای کردیم تا این مسیر را با تلاش دوباره صعود کنیم فلذا مقرر شد تیمی متشکل از دیواره نوردان متبحر و قوی گزینش و آماده صعود شوند.

اعضای تیم صعود:

حسن گرامی(سرپرست)، امین پیلارام و امیر باقری مهر با تجربه بسیار در دیواره نوردی ، فاطمه حاجی کریملو، قاسم بلبلی زاده، ایمان سلطان آبادی، ویکتور امیری، ایمان بحیرایی، سپهر سوداگر، سهند سهیلی، مجتبی قهیه ای سنگنوردان قوی با  درجات صعود بالا سایر اعضای تیم بودند.

 

مشخصات مسیر:

مسیر دارای  9 طول طناب و به ارتفاع تقریبی 300 متر از نقطه شروع تا انتهای مسیر است و میانگین طول های مسیر از 25 متر تا 45 متر بوده  و درجه سختی مسیر به جز طول آخرمابین 5.12a  تا 5.13c  در نوسان است.

(کروکی پیوست) لازم به ذکر است این کروکی در سال 97 همزمان با رول کوبی مسیر تهیه شده است.

 

 

استراتژی صعود:

این صعود بسیار فنی و نفس گیر بود فلذا می بایست قبل از صعود استراتژی آن را طراحی و تبیین می کردیم. استراتژی صعود از نکات مهم بود چرا که  به علت شیب زیاد مسیر امکان فرود نبود. فلذا ناچار به ثابت کشی بودیم  و همچنین هر کدام از اعضای تیم پس از بررسی های لازم و براساس توانمندی و توانایی صعود منطبق بر استایل بدنی خود ، طول های مورد نظر صعود را  انتخاب کردند.

تجهیزات صعود:

۳۰۰متر طناب استاتیک، دو حلقه طناب صعود(دینامیک) ۶۰ متری، پرتالج، پودیوم، تعداد زیادی کارابین ساده جهت ثابت گذاری، ۸۰ عدد کوییک دراو، ۳۰ لیتر آب و مواد غذایی، دریل برای تغییرات احتمالی بر روی مسیر، لوازم مورد نیاز و ابزار فنی هر فرد مانند هارنس، هلمت، یومار، رکاب و ابزار حمایت مانند ریورسو و گری گری، کتانی سنگنوردی

روز شمار صعود:

آغاز پروژه روز اول آبان 1400

یکم آبان: حرکت به سمت کرمانشاه و اسکان در شهر "صحنه"

دوم آبان: حمل بار به سمت "حصارحاج علی محمد" یا "حاج علی کرم" (در خصوص نام اصلی این حصار در بین اهالی اختلاف نظر وجود داشت!) توسط حسن گرامی، فاطمه حاجی کریملو، قاسم بلبلی زاده، مهدی بیرقی، سپهر سوداگر و سهند سهیلی  و ثابت گذاری ۴ طول اول توسط قاسم بلبلی زاده و سهند سهیلی

 

 

سوم آبان: تلاش بر روی طول دوم توسط فاطمه‌ حاجی کریملو و حسن گرامی و تلاش بر روی طول چهارم توسط امین پیلارام و قاسم بلبلی زاده

چهارم آبان: صعود طول چهارم توسط قاسم بلبلی زاده و امین پیلارام که به آن درجه 5.12c داده شد، همچنین به موازات آن  تلاش بر روی طول دوم ادامه داشت تا اینکه  طول اول توسط حسن گرامی در تلاش سوم صعود شد و درجه 5.12d به آن داده شد، لازم به ذکر است که طول اول در سال ۹۸ صعود شده بود اما به علت جابجایی کارگاه آن، تصمیم به صعود دوباره آن گرفته شد.

پنجم آبان: ثابت گذاری طول پنجم توسط امین پیلارام و همزمان ایمان بحیرایی و قاسم بلبلی زاده بر روی طول پنجم تلاش کردند، تلاش بر روی طول دوم همچمان ادامه داشت.

ششم آبان: سنگنوردان کرمانشاهی در این روز  به ما پیوستند. امیر باقری مهر، ایمان سلطان آبادی، ویکتور امیری و سهند سهیلی که منجر به صعود طول سوم توسط ایمان سلطان آبادی شد و به آن  درجه 5.13bداده شد، تلاش بر روی طول پنجم همچنان ادامه داشت.

 

هفتم آبان: امیر باقری مهر و ویکتور امیری بر روی طول پنجم تلاش کردند و فاطمه حاجی کریملو برای چهارمین روز بر روی طول دوم تلاش کرد. از آنجاییکه اغلب طولهای مسیر احتیاج‌ به پاکسازی و پیدا کردن گیره های مناسب داشت و پیدا کردن بتاهای مسیر در زمان کوتاه، سختی، حساسیت و استرس کار را بالا می‌برد به همین خاطر در صعود، نفرات اول متحمل بیشترین سختی می‌شدند. تعامل و مشورت در پایان هر روز تلاش انجام می شد  تا سرعت کار بالاتر برود.

هشتم آبان: بارش باران در این روز بهانه ای شد تا تیم صعود به علت نداشتن پوست دست و خستگی زیاد استراحت کرده تا برای تلاش بعدی ریکاوری شود.

 

نهم آبان: تلاش ناموفق بر روی طول پنجم و طول دوم

دهم آبان:  صعود طول پنجم توسط قاسم بلبلی زاده که درجه 5.13b  به آن داده شد و همچنین ثابت گذاري طول ششم در این روز  انجام شد.

یازدهم آبان: در این روز طول دوم این بار توسط فاطمه حاجی کریملو در تلاش اول صعود شد. درجه پیشنهادی برای آن 5.13c بود. پاکسازی طول ششم و آماده سازی آن برای تلاش از دیگر کارهای این روز بود.

 

دوازدهم آبان: آغاز تلاش بر روی طول ششم توسط حسن گرامی و قاسم بلبلی زاده ،ثابت گذاری طول هفتم توسط مجتبی قهیه ای و تلاش بر روی طول هشتم توسط سپهر سوداگر.

سیزدهم آبان: پاکسازی طول هفتم توسط حسن گرامی و صعود طول هشتم توسط فاطمه حاجی کریملو و مجتبی قهیه ای با درجه 5.12a

لازم به ذکر است هوا در این روز  به شدت سرد شده بود و باد شدید داخل حصار اجازه تلاش از ساعت دو بعد از ظهر به بعد را نمی داد. تلاش بر روی طول ششم همچنان ادامه داشت.

چهاردهم آبان: صعود طول هفتم توسط حسن گرامی که به آن درجه 5.13a داده شد، پاکسازی و ثابت گذاری طول هفتم انجام شد و همچنین تلاش بر روى طول ششم توسط قاسم بلبلی زاده  ادامه داشت.

پانزدهم آبان: خستگی و سرما مانع از تلاش بیشتر بر روی طول ششم شد و صرفا دو تلاش بر روی آن انجام گرفت که تلاش اول توسط قاسم بلبلی زاده و تلاش دوم توسط حسن گرامی بود.

 

شانزدهم آبان: استراحت و ریکاوری تیم به علت خستگی و باد شدید

هفدهم آبان: تلاش بر روی طول ششم توسط حسن گرامی و قاسم بلبلی زاده با حمایت سپهر سوداگر که بسیار کار دشواری بود به علت معلق بودن و باد شدید.

 

هجدهم آبان: تلاش بر روی طول ششم توسط حسن گرامی و امیر باقری مهر.

نوزدهم آبان: با صعود طول ششم توسط حسن گرامی در تلاش سوم که درجه پیشنهادی آن  5.13c بود، کژدم بالاخره با تلاش و سختی های بسیار صعود شد. و در خاتمه، پاکسازی کل مسیر و انتقال کلیه بارها به پایین توسط حسن گرامی‌، قاسم بلبلی زاده و سپهر سوداگر انجام شد تا  پایانی باشد بر این چالش و نبرد  و حرکت به سمت تهران.

در پایان یادآور می شود که این درجات تقریبی است و بر اساس تعداد تلاش ها و مقایسه آنها با دیگر مسیر ها داده شده و ممکن است بر اثر خستگی یا هیجان کار در آن خطایی صورت گرفته باشد که امیدواریم با صعود نفرات دیگر در قالب تیمی دیگر درجات این مسیر نهایی شود.

یاد آوری :

 لازم به یاد آوری است صعود چنین مسیرهایی بر روی دیواره علاوه بر آمادگی بالای سنگنوردی، نیاز به دانش دیواره نوردی و دانش لجستیک خوب دارد و برای صعود یک روزه‌ چنین مسیرهایی که در حال حاضرسنگنوردان زیادی را در جهان مجذوب خود کرده، احتیاج به تمرین و ممارستهای زیادی دارد که در طی سالیان طولانى دست یافتنی است.

 

تشکر و قدردانی:

تشکر از همه کسانی که در این راه ما را یاری و همراهی کردند، مهسان معماری و دوستان همدانی با حضور گرمشان و همچنین فرزاد باقری مهر عزیز با پذیرایی بی نظیرش و همینطور علیرضا اسماعیلی که روزهای زیادی بی هیچ منتی با عشق مشغول فیلمبرداری از تلاش و کار تیمی ما از کمپ زرین بود.

و همچنین  تشکری دیگر از سهند سهیلی هم به خاطر حضور در تیم صعود و هم  به خاطر میزبانی خوبش و بسیار از کسان دیگر که نامشان در این گزارش احیانا از قلم افتاده است.

لازم به یاد آوری این صعود و کارگروهی میسر نمی شد مگر با حمایت و پشتیبانی افراد بسیاری که جا دارد از یکایک آنها سپاسگزار بود و این گزارش مجال نام بردن از تک تک این افراد را نمی دهد.

و ختم این دفتر از شاملوی بزرگ:

هرگز كسی این گونه فجیع به كشتن خود برنخاست

كه من به زندگی نشستم!

 

گزارش: فاطمه حاجی کریملو

ویرایش: فرشید داوودی

 

 

ادورنه پاسابان و حرفه دوچرخه سواری

 

کوه نورد حرفه ای، اولین بانوی باشگاه هشت هزارمتری ها، مهندس صنایع، مدرس، بازرگان و ماجراجوی منتخب نشنال جغرافی در سال 2010 که این روزها سخت به دوچرخه سواری مشغول است دارای شخصیتی چند وجهی است که با علایق بشردوستانه نیز پوشش یافته است، مثل بنیاد "ادورنه پاسابان" که هدف آن آموزش کودکان نپالی است. به عقیده او دوچرخه سواری نیز نظیر کوه نوردی است، تلاش و رنجی است که با لذت و دوستی جبران می شود، وی قبل از کوه نوردی به ورزشهای سه گانه مشغول بوده (شنا، دوچرخه سواری، دوندگی) و از آنجا دوچرخه وارد زندگی او شده، شریک زندگی وی که هرگز اهل ورزش نبوده به دوچرخه سواری علاقه پیدا کرده و پسر سه ساله اش نیز همیشه همراه اوست، بزرگترین ماجراجویی او دوچرخه سواری از پایتخت مغولستان، اولان باتور تا پکن بوده، چیزی حدود 1200 کیلومتر و به عقیده او دوچرخه برقی نیز مفید است و آن را امتحان کرده و همان کیفیت دوچرخه معمولی را در بالا بردن ضربان قلب دارد و از محاسن آن توانایی پدر و مادر 77 و 70 ساله وی در استفاده از این دوچرخه حتی تا مسافت 40 کیلومتری بوده، در واقع یک دنیای بزرگ دیگر به روی او باز شده، به نظر ادورنه دوچرخه ابزاری برای بهبود سبک زندگی، جایگزینی سالم، پایدار و به لحاظ زیست محیطی و اقتصادی و تحرک ارجحیت بسیاری دارد.

منبع

کلنگ طلایی تمامی دوران، 2021

 یاسوشی یامانوی کوهنورد 56 ساله ژاپنی مفتخر به دریافت سیزدهمین جایزه معتبر یک عمر فعالیت کوه نوردی در مراسم کلنگ طلایی امسال (2021) در بریانسون شده  چندان در بین کوه نوردان غربی معروف نیست اما انتخاب او به عنوان اولین آسیایی در لیستی که 12 نخبه در آن جای دارند یادآور دوران طلایی کوه نوردی این کشور است، یامانوی در اوایل دهه 90 فعالیت خود را در یوسمیت آغاز کرد و به سطحی رسید که +6bرا به صورت انفرادی صعود می کرد، در آلپ، جزیره بافین، گرینلند، پرو، پاتاگونیا، فیتزروی کارنامه قطوری از صعودهای زمستانی و جدید دارد، اولین صعود او در هیمالیا برودپیک بود، در سال 1992 در جبهه غربی آمادابلام مسیر جدیدی ایجاد کرد، مسیر جدید او در چوآیو سمت چپ مسیری است که تیم کورتیکا ایجاد کرده و  صعود 48 ساعته او به K2 نیز در همراهی با کورتیکا و از مسیر سزن بوده .

کورتیکا، یامانوی و همسرش

اما صعود به جبهه شمالی  جیاچونگ کانگ در سال 2002 در همراهی با همسرش که باعث از دست دادن تمامی انگشتان پا و تعدادی از انگشتان دست او شد بیشتر از هر صعودی بازنشر داده شده و داستان غریبی است، یکی از دلایل دریافت این جایزه معتبر نیز تلاشی بود که او و همسرش برای پاکسازی مسیر این قله از زباله ها و وسایل خود داشته اند، روایت این صعود بدین شرح است:

بین نپال و چین، مابین چوآیو و اورست، پانزدهمین کوه مرتفع جهان بعد از قله های هشت هزارمتری، جیاچونگ کانگ به ارتفاع 7985 متر قرار دارد. قله آن سریع تاریک می شود زیرا ابرهایی که بالای چوآیو قرار دارند سایه خود را بر آن پهن می کنند و 700 متر از این کوه برجستگی چندانی ندارد. برخلاف سایر کوه های این منطقه دورافتاده است و پیمایش تماشایی آن بدون هیچ اثری از انسان است. دامنه های آن چندان دشوار نیست اما صخره های بالا ثابت می کنند که هیچ مسیر آسانی به سمت قله وجود ندارد، افراد کمی روی آن تلاش کرده اند و کسانی که به قله رسیده اند انگشت شمارند.

اولین صعود

12 اکسپدیشن روی جیاچونگ کانگ تلاش کرده اند و 26 نفر در مجموع آن را صعود کرده اند، اکسپدیشن ژاپنی ها از "ناگویا" در دهم آوریل سال 1964 به سرپرستی کازویوشی کوهارا موفقیت آمیز بود، تیم از جبهه غربی و یال شمال غربی با استفاده از اکسیژن به قله رسید، صعود آسانی نبود، اگرچه پنج کوه نورد به قله رسیدند اما آکیو اوتاکی 29 ساله در اثر لغزش و سقوط از ارتفاع 7750 متری جان سپرد.

اولین صعود بدون اکسیژن

یک تیم فرانسوی – نپالی تحت سرپرستی ژان کلود مارمیر در سال 1986 تلاشی را روی این قله آغاز کرد. هدف شش کوه نورد این تیم ایجاد یک مسیر جدید در جبهه جنوبی/ تیغه جنوب غربی بود. صعود آنها در 12 ماه مه 1986 تحقق یافت که اولین صعود بدون اکسیژن بود، در همان سال، ماه اکتبر، تیم اسپانیایی – امریکایی شانس خود را امتحان کرد، سرپرستی آن به عهده خوزه لوئیس زولوآگا بود. در ارتفاع 7100 متر ناچار به توقف شدند، جالب است که بعد از اولین صعود در سال 1964 تمامی صعودها بدون اکسیژن بوده، در اکتبر 1988 دو عضو یک تیم کره جنوبی از طریق جبهه جنوبی/یال جنوب غربی به قله رسیدند.

اولین صعود دشوار از جبهه شمالی

یازده سال بعد در اکتبر 1999 یک تیم از اسلوونی به سرپرستی آندرژ استرمفلج  اولین صعود را از طریق جبهه شمالی انجام داد، آنها دو بیواک داشتند، یکی در ارتفاع 6800 متر و دیگری در ارتفاع 7500 متر، در 31 اکتبر تومازیاکوفچیچ و پیتر مزنار به قله رسیدند، روز بعد مارکو کار، ماتیجاجوست، مارکو پرزلج و آندرژ استرمفلج نیز به قله رسیدند. در حین فرود پرزلج در تاریکی لغزید و 200 متر سقوط کرد، به طرز معجزه آسایی نجات یافت اما نتوانست بدون کمک دیگران حرکت کند، خونریزی بینی داشت و حراجاتی دیگر و حافظه اش را نیز از دست داد.

شرایط جوی بد، سرمای شدید، طوفان، بهمن و دشواری مسیر در انتظار کسانی است که جرات تلاش بر جیاچونگ کانگ را داشته باشند.

جدال مرگ و زندگی در سال 2002

در سپتامبر سال 2002 کوه نورد 37 ساله ژاپنی یاسوشی یامانوی و همسرش تائکو ناگائو وارد کمپ اصلی در ارتفاع 5800 متر شدند. یامانوی معروف به "گرگ تنها" بخاطر صعودهای انفرادی و پرمخاطره خود بود و ناگائو از قبل تعدادی از انگشتان خود را بر اثر سرمازدگی در یکی از صعودهای خود از دست داده بود، آنها قصد داشتند جبهه شمالی تیم اسلوونی در سال 1999 را تکرار کنند.

یک صعود خطرناک

در 6 اکتبر آنها شروع به صعود کردند، از کمپ اصلی تا کمپ اصلی پیشرفته در ارتفاع 6100 متر را صعود کردند و در ابتدای مسیر اسلوونیایی ها قرار گرفتند. بخش بالایی جبهه شمالی دارای برج های یخی غول پیکر است و بهمن غافلگیرانه پدیدار می شود، گاهی زنجبروار. آنها از زیر برج های یخی عبور کردند، سطحی ترکیبی با شیب بین 50 تا 60 درجه. در ارتفاع 7100 متر چادر خود را روی لبه ای باریک برای شبمانی نصب کردند. روز بعد به صعود ادامه دادند، با پیچیدن به سمت راست به سطحی 30 درجه ای در ارتفاع 7500 متر رسیدند، در اینجا دوباره بیواک کردند، در 8 اکتبر، هوا تغییر کرد و برف شدید شروع به باریدن کرد. یامانوی قبلا متوجه شده بود که انگشتان پای راستش به رنگ بنفش در آمده و ناگائو احساس سرگیجه می کرد بنابراین در ارتفاع 7600 متر از صعود دست کشید. یامانوی علیرغم سرمازدگی شدید پاهایش، تصمیم به ادامه مسیر داشت. ناگائو به جای فرود در انتظار او ماند. یامانوی به سختی می توانست پوتین های خود را با انگشتان سرمازده به دیواره یخی بکوبد، هر ضربه ای منجر به دردی طاقت فرسا می شد. در همان روز در 8 اکتبر ساعت 13.30 یامانوی به تنهایی به قله رسید. 3 بعدازظهر فرود آمد و به همسر خود ملحق شد، دوباره در ارتفاع 7600 متر کمپ خود را برقرار کردند.

فرود از میان جهنم

روز بعد آنها به فرود ادامه دادند، در ارتفاع 7200 متر، روی طاقچه ای کوچک، به سختی دارای 10 سانتیمتر پهنا برای بیواک توقف کردند، اینجا بود که خشم جیاچونگ پدیدار گشت. سه بهمن از روی آنها عبور کرد. ناگائو ابتکار عمل را بدست گرفت، فرود باید ادامه می یافت، جلو افتاد، طوفان در اطراف آنها می خروشید، آنها با طناب به هم متصل بودند، بهمن به ناگائو اصابت کرد، شدت آن او را به صخره کوبید و فرو غلطید، یامانوی نمی توانست او را ببیند، طناب روی سنگی کشیده شده بود، ناگائو خیلی زود به هوش آمد، طنابی که آنها را به هم متصل می کرد در حال پاره شدن بود، در حالیکه با تبر یخ و کرامپون ها به بهترین شکل خود را نگه داشته بود با فریاد به شوهرش گفت که طناب را قطع کند.

فرود در کوربرفی

ناگائو خون زیادی در اثر ضربه ای که به سرش وارد شده بود از دست داده بود، با چشم چپش چیزی نمی دید و یکی از دستکش هایش را گم کرده بود، یامانوی سعی کرد که خود را به همسرش برساند اما بهمن دیگری عینک او را از جا کند و دید واضح خود را از دست داد، به سرعت دچار کوربرفی از هر دو چشم شد، در نابینایی مطلق چهار ساعت طول کشید تا به همسر آسیب دیده اش برسد و دوباره مجبور شدند که روی جبهه شمالی جیاچونگ کانگ بیواک کنند. روز بعد یامانوی بینایی چشم چپش را بدست آورد اما همسرش دیگر چیزی نمی دید. سوخت آنها نیز تمام شده بود و نمی توانستند برای آب، برف را ذوب کنند، ناگائو شش روز بود که چیزی نخورده بود.

ادامه یا مرگ

در خستگی مطلق شروع به پایین رفتن کردند، به کمپ اصلی پیشرفته رسیدند اما هیچیک از تیم پشتیبانی آنجا نبود. در یک مبارزه ناامید کننده ده ساعته در حالی که ناگائو هنوز جایی را نمی دید به صورت سانتیمتری و با احتیاط از یخچال عبور کردند و درنهایت مجبور به توقف و بیواکی دیگر شدند. با وجود شبی بی پایان در فضای باز جیاچونگ کانگ و تحمل سرمازدگی شدید، اراده آهنین خود را برای بقاء بکار گرفتند. یامانوی نیروی خود را جمع کرد و 13 اکتبر به کمپ اصلی برای درخواست کمک رسید. فقط جیالستن آشپز آنجا بود، همه تصور کرده بودند که آنها کشته شده اند.

چیزی بر جای نماند

هر دو نجات یافتند و بعدها تمام وسایل و زباله های خود را از کوه و یخچال خارج کردند، با هلیکوپتر به بیمارستانی در کاتماندو منتقل شدند، یامانوی گفته:

"من باید همسرم را متقاعد می کردم که اگر بخواهیم زنده بمانیم باید وسایل و زباله ها را روی یخچال رها کنیم، او از من قول گرفت  که بعدا آنها را جمع کنیم بنابراین آنها را در جایی که بتوان پیدا کرد، جمع کرد. دو سال بعد در سال 2004 به سراغ آنها رفتیم اما یخچال از فرط زباله قابل تشخیص نبود"

یخچال زیر جیاچونگ کانگ

دیگر اثر انگشتی وجود ندارد

یامانوی چهار انگشت دست و تمامی انگشتان پای خود را از دست داد، ناگائو نیز مابقی انگشتان نیمه قطع شده خود از صعودهای قبلی را از دست داد، یامانوی اکنون باید پوتین هایی با سایزهای مختلف بخرد، او به شوخی می گوید که گرفتن گیره های صخره کمی سخت شده و انگشتان پایش را گم کرده، آنها کجا هستند؟ او دوست دارد شوخی کند. این رویداد می تواند یک خاطره تلخ باشد اما یامانوی آن را گرامی می دارد.

"دوست ندارم این داستان را تعریف کنم، مردم مرا درک نمی کنند و باگفتن آن، کوهم را از دست خواهم داد، برای من کوهی خاص است و می خواهم آن را داشته باشم"

شاید بخشی از زیبایی جیاچونگ کانگ همین باشد، جواهری ناشناخته، دور دست و دست نیافتنی، همانطور که دوست آنها ویچیک کورتیکا گفته "زیبایی دری به دنیای دیگر است "

explorers

  

مسیری جدید در هیمالیای نپال


اکسپدیشنی از کوه نوردان اسپانیایی شامل میکل زابالزا، ایکر مدوز و میکل اینوریزا در 25 اکتبر(3 آبان) قله "دورجه لاکپا" به ارتفاع 6966 متر را از طریق مسیر جدیدی در جبهه جنوبی صعود کردند. این سه کوه نورد با وجود پیش بینی ورود بادهای شدید به منطقه و احتمال خطر، برنامه خود را پیش بردند و علیرغم بارش شدید برف به هدف خود دست یافتند اما همین شرایط باعث تغییر در برنامه آنها و فرود از مسیر نرمال یال غربی شد و تیم دوم از همین کشور را از رسیدن به مسیر جدیدِ دیگر بازداشت. این قله مورد علاقه کوه نوردان دهه های 1980 و 1990 بوده که همگی از جبهه غربی صعود کرده اند."دورجه لاکپا" علیرغم قابل مشاهده بودن از دره کاتماندو در مکان دور افتاده ای قرار دارد، اولین صعود از آن در سال 1979 توسط بریتانیایی ها بدون مجوز رسمی صعود صورت گرفته . این قله در کل 81 صعود به خود دیده که همگی بدون اکسیژن مکمل بوده است.

desnivel

صعود زمستانی برج شیپتون

زمستان نزدیک است و همه در انتظار یک صعود ناب در این فصل هستند. سه لهستانی به نامهای مارچین یتی توماشوسکی، دامیان بلیتسکی و پاول هالادز تصمیم گرفته اند که در این فصل مسیر جدیدی بر روی برج شیپتون ایجاد کنند، ارتفاع این برج که نام دیگر آن هانیا باراک است 5852 متر است، برجی گرانیتی در بخش غربی بالترو موستاق در شمال پاکستان و شرق دره ترانگو. اولین صعود تایید شده آن در سال 1997 توسط جارِد اوگدن و مارک سینات از طریق جبهه شرقی آن صورت گرفته (VII 5.11 A2 WI6, 1350 m) و هم اکنون حداقل نه مسیر دیگر در همین جبهه وجود دارد.

توماشفسکی

رزومه تیم زمستانی برج شیپتون
در شرایطی که تیم ملی کوه نوردی کشور لهستان در حال بررسی اجرا یا عدم اجرای صعود زمستانی K2 است، یک اکسپدیشن ناب از این کشور در قراقروم در زمستان سال جاری برگزار خواهدشد ، آنها در ماه دسامبر خیال دارند یک گشایش مسیر بر برج شیپتون، تخته سنگی یکپارچه و منجمد داشته باشند. توماشفسکی دیواره نوردی با رزومه بین المللی بسیار چشمگیر است، دو همنورد او دارای تجارب زمستانی خوبی هستند و در کوههای تاترا و آلپ تلاشهای گسترده ای انجام داده اند. برای بلیتسکی و هالادز برچ شیپتون گام بعدی بدیهی بعد از صعود زمستانی جبهه شمالی آیگر است، توماشفسکی خودش نیز در زمستان سال 2016 با تام بالارد فقید یک مسیر جدید به نام "تایتانیک" بر روی این دیواره کلاسیک ایجاد کرده، هرگز در زمستان به قراقروم نرفته اما در تابستان سال 2013 با همراهی مارک راگانوویچ مسیر جدیدی به نام "بوشیدو" در برج بزرگ ترانگو ایجاد کرده، مسیری 47 طول به درجه (VII- A4+, UIAA grade: VII+) که یکی از بهترین صعودهای تاریخ دیواره نوردی محسوب می شود. این بار او و تیمش مصمم هستند که اولین صعود زمستانی برچ شیپتون را انجام دهند، توماشفسکی به اکسپلوررز گفته که هنوز کسی در قراقروم سبک دیواره نوردی بلند را در زمستان اجرا نکرده، آنها قبل از عزیمت به پاکستان بر دیواره های بلند آلپ و دولومیت تمرین خواهند کرد، قطعا سرما چالش بزرگ آنها خواهد بود اما توماشفسکی می گوید که خیال جنگیدن دارند.

بلیتسکی و هالادز

گفتگوها